Menu
نویسنده مطلب : محمد موسی‌پور

مطلب مورد بحث:

مثالی از یادداشت برداری و خلاصه نویسی


من در دوران دبیرستانم یک مدیری داشتم که معلم زبان ما هم بود. این مدیر دوست داشتنی ما تحصیلات حوزوی هم داشت. یک بار سر یکی از کلاس‌ها به ما گفته بود: شما خیلی دیدید که یک پزشک یک مهندس یک مدرس زبان به منابعش رجوع کنه ولی فکر نکنم دیده باشید یک روحانی بین حرفاش کم بیاره، خودش می‌گفت فرهنگی که داخل حوزه هست باعث می‌شه طلبه‌ها یادداشت برداری که کردن باید از همان یادداشت‌ها درس را به یک فرد دیگر آموزش بدهند. و من وقتی می‌خواهم از روی یادداشت‌های خودم به کسی توضیح بدم درسی را که تازه یاد گرفتم متوجه می‌شم که چقدر از مطالب رو یا یادداشت نکردم یا اصلا نفهمیدم و اگر بتونم به کسی توضیح بدم واقعا فراموش کردن درس خیلی سخت می‌شود