Menu
نویسنده مطلب : معصومه شیخ مرادی

مطلب مورد بحث:

نامه ای به گذشته


حرفام برا گفتن زیاد شد دوست داشتم کوچکترین جزئیات رو به خود بیست و سه ساله ام بگم اونا رو گذاشتم برا خلوت دوتاییمون بعضی ها رو اینجا می نویسم:

سلام دوست ۲۳  ساله ام میدونم هرچی بگم و نصیحتت کنم باز تو راه خودت رو میری این چیزایی که میگم فقط در حد درد دله و چون خوب میشناسمت و میدونم چی میخوای از زندگی میگم :

تو الان لیسانستو گرفتی ولی شاید دانشگاه رفتن خیلی برات خوب نبود اگه قبلش بود شاید میگفتم برو یه رشته تو علوم انسانی بخون یا اصلا نرو دانشگاه…

هر چند تکراریه توصیه ام ولی سعی کن بیشترین وقتت رو برا کتاب بزاری تو کتابا همه چی هست.

بخش دیگه ای از وقتت برا ورزش باشه بهت اعتماد به نفس و حس قدرت میده که نیاز داری تو زندگی و مهمتر از همه سلامت جسمه

بخش دیگه ای که خیلی مهمه هنره  می دونم روح تو به هنر نیاز داره حتما سراغش برو.

برای دوستات وقت بزار

درگیر حرف مردم نباش  اونا اصلا به فکر تو نیستند فقط به فکر اثبات خودشون هستن سعی کن این درگیری رو با نهایت احترام یه جایی قطعش کنی که دیگه سراغت نیاد.

بیشتر سفر برو

بیشتر کار کن

بیشتر بنویس لذت زیادی است در نوشتن…

به آموختن زبان های دیگر بپرداز چون خیلی از زیبایی ها  به زبان های دیگرند و تو با زبان خودشان بیشتر لذت میبری از آنها

فعال باش پر انرژی و شاد و بالغ و در عین حال کودک درونت رو همیشه زنده نگه دار…

همین مسیری که میای خوبه ادامه اش بده اما با تمرکز بیشتری

دوست دارم…