Menu
نویسنده مطلب : بهروز مطیع

مطلب مورد بحث:

اهمیت وقفه و خوابیدن روی یک مسئله


در چند مورد این تجربه را داشته‌ام، مخصوصا در فروش این اتفاق زیاد می‌افته . به یک مشتری گیر میدی از همه ابزارها و روابط ات استفاده میکنی اما موفق نمیشی. بعد از یک وقفه میبینی یک مسیر جدیدی به ذهنت میرسد که تا حالا فکرش را هم نکرده بودی . مثلا اینکه میفهمی باید جنبه‌ای از محصول‌ات را بولد کنی  و بیشتر در موردش صحبت کنی که اتفاقا برای تو پیش پا افتاده است اما برای مشتری یک مساله کلیدی ست .

یه مورد دیگه هم چند ماه پیش موقعی اتفاق افتاد. داشتیم بوم مدل کسب و کارمان را رسیم میکردیم . ما ارزشهای پیشنهادی مان را تعیین کرده بودیم جریانهای درامد و هزینه و منابع کلیدی مان را هم مشخص کردیم . میدونستیم مشتریهامون کیا هستند اما چند تکه از این پازل برایمان حل نمیشد مثل  روابط با مشتریان و کانال های توزیع . شرکای کلیدی را هم به کل فراموش کرده بودیم و روش حساب باز نمیکردیم .

من خسته شده بودم و به همکارم گفتم فعلا ولش کن بگذاریمش برای بعد

چند روزی فکرم مشغول کانال های ارتباطی بود . و دنبال مطلب می‌گشتم . درسهای متمم را میخوندم . کتابهایم را ورق میزدم . توی وب سرچ میکردم اما جواب سوال بعد از رها کردن کامل بوم کسب و کار خودش را نشان داد

جواب مساله دقیقا همون جایی بود که ما اصلا بهش فکر نمیکردیم ــ  شرکای کلیدی یا Key Partners ــ ما دیدیم میتونیم شرکای کلیدی ای داشته باشیم که اتفاقا خیلی هم دم دست هستند . و بعد به این نتیجه رسیدیم که بهتره آنها را بیاریم توی قسمت مشتریان و به عنوان یک segment شناسایی کنیم .

از اون  روز به بعد بازاریابی ما  خیلی روان انجام میشه. مثل این میمونه که با دوچرخه روی سرپایینی رکاب بزنی