Menu
نویسنده مطلب : محسن هدائی منفرد

مطلب مورد بحث:

برای مشورت در تصمیم گیری به چه کسانی مراجعه می‌کنید؟


تجربه ی من از نوع تصمیم مشابه با یکی از اعضای خانواده بود که همراه با یک تجربه ی منفی همراه شد .

من در مورد یک شغل و بازار کار اون مشورت گرفتم به این علت که فرد مورد نظر به ظاهر موفق نشون میداد . به من گفت با قاطعیت تمام گفت که بازار کار خوبی نداره , به سختی هایی که برایش تحمل میکنی نمی ارزه , من از اینکه در این شغل هستم پشیمان هستم و اگر میتونستم به گذشته برگردم انتخاب دیگری میکردم و تازه این رو من میگم که تو این کار موفقم و چون این راه رو اومدم و نمیخواستم برگردم به صفر این کار رو دارم ادامه میدم.

مدتی گذشت بعد دیدم به دیگر اعضای خانواده میگفت که من عاشق شغلم هستم ولی پیش من که میرسید شروع میکرد به عذاب هایی که این شغل دارد و همان حرف های همیشگی . من گمراه شده بودم که کدوم حرفش رو باور کنم . یک بار میگفت عاشق شغلشه ولی پشیمونه از انتخابش . واقعا هنوزم در تعجبم چطور همچین چیزی ممکنه !

ولی با توجه به سن کمی که اون موقع داشتم و اینکه اون اطلاعات اخرین اطلاعاتی بود که در دسترسم قرار گرفته بود و با توجه به اینکه فرد موفق نزدیکی که بهش دسترسی داشتم تاثیر زیادی رو من گذاشته بود ولی خوشبختانه در اخر تصمیم خودم رو گرفتم که کاملا مخالف او و بقیه فامیل بود و الان هم از تصمیم اون زمانم پشیمان نیستم .

 

پی نوشت یک : اعضای خانواده به دلیل نزدیکی دلیل خوبی برای شناخت ما از اون ها و اون ها از ما نیست .

پی نوشت دو : کارشناس ها به دلیل اینکه مثل خود ما داستان زندگی و احساسات و… ما رو نمیدونن احتمال داره ما رو ترغیب به گرفتن تصمیماتی کنن که تصمیمات ما نیست .

پی نوشت سه : مدت زیادی هست که سعی میکنم  از شیرینی استفاده از حق اتنخابم بهره ی کافی رو ببرم و دنبال تایید جمع کردن نباشم و به خاطر فوبیای تصمیم گیری ,  تصمیم و انتخابم رو به دیگران واگذار نکنم تا جایی که امکانش هست .