Menu
نویسنده مطلب : سارا.

مطلب مورد بحث:

تحمل برای برآورده شدن خواسته ها (Delayed Gratification)


۱- فکر میکنم بخصوص در جوانی و نوجوانی خیلی این کار را کرده ام و الان هم قابلیت انجامش رو بخوبی دارم. در محیط کار اکثر موارد میتونم این کار رو انجام بدم، به شرط وحود همه شرایط مطرح شده فوق که مثلا مدیر بعدش زیرش نزنه و ….. مثلا با وجود خستگی زیاد یا بیماری، بخاطر کار مهم، مرخصی رو عقب بندازم.

۲- بادمه که در دبیرستان همش میگفتند الان تفریح نکنید و فقط درس بخونید، بعدا که دانشگاه قبول شدید و سالهای بعد خیلی وقت دارید که تفریح کنید.

مخالف این توانایی نیستم و بنطرم خیلی توانایی مهمیه، اما احساس میکنم استفاده بی رویه از اون و بر هم زدن طولانی مدت تعادل در زندگی و چرخه زندگی، درست نیست.

بطور مثال اون سالهای دبیرستان که قرار بود تفریحمون رو عقب بندازیم، سفرهای خانوادگی هم کم و حذف شد به این امید که در سالهای بعد بیشتر سفر بریم، اما این اتفاق هیچوقت نیفتاد چون دیگه بیماری مادر و سن پدر، اجازه نمیداد؛ فرصتی بود که گذشته بود.

برای خود مای نوجوان هم همین بود یعنی تفریحاتی که مطابق سن ما بود رو انجام ندادیم و دیگه فرصت و زمان اون تفریحات نبود.

فکرمیکنم یکی از مشکلاتی که جامعه ما باهاش دست و پنجه نرم میکنه، همینه. سرکوب تفریحات جوانی و نوجوانی به امید آینده؛ اما این باعث میشه در خیلی از افراد این بصورت عقده بمونه و آدمهایی رو میبینیم که در سنین بالای سی سالگی تازه یاد تفریحات نوجوانی می افتند و این بنظرم برای رشد شخصیتی آدمها ضرر داره.

۳- همچنین یه ضرب المثل هم داریم: “یه سال بخور نون و تره، یه عمر بخور نون و کره”؛ فکر میکنم این مورد هم اگر فقط شامل پس انداز باشه در کشور ما جواب نمیده. چون ممکنه سال بعد نون و تره هم گیر آدم نیاد.