Menu
نویسنده مطلب : Leila

مطلب مورد بحث:

استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟


تمرین۱: فکر میکنم زن های جامعه ما خیلی بیشتر قربانی قضاوتهای مبتنی بر استریوتایپها می شوند. در بسیاری از موارد این استریوتایپها حتی تاریخ مصرفشون گذشته چون دیگه طبقه بندی زیربناییشون اعتبار و کاراییش رو از دست داده.

اکثر مواقعی که برای پیگیری کار داوطلبانه به ادارات دولتی مراجعه کردم با کلیشه «دختر دانشجوی جوگیر دنبال جلب توجه» کارم سرسری گرفته شده و مجبور به صرف انرژی زیادی شدم تا کارم به نتیجه برسه در مقایسه با همکاران آقا. حتی وقتی که به اتفاق گروهی از همکاران در جلسه ای شرکت می کردیم به جای اینکه به هدف و برنامه و دستاوردهای ما دقت کنن به الگوی «یه تعداد دختر و پسر دانشجوی دنبال تفریح و وقت گذرونی» دیده می شدیم. البته با صرف انرژی زیاد بالاخره همه رو با خروجی کارهامون متقاعد می کردیم که درباره ما اشتباه کردن.

هروقت وارد آزمایشگاه تحقیقاتی شدم و با حیوانات سروکار داشتم بقیه با کلیشه «زنها از موش میترسن» از کار من تعجب کرده اند و یا دستمایه شوخی قرار دادن یا به من برچسب مردانگی و سنگدلی و خشونت زدن.

در محل کارم مراجعین معمولا به دنبال یک مرد میانسال می گردند به عنوان دکتر و برای اینکه از یه دختر جوان حرف شنوی داشته باشن باید استراتژی های مشخصی متناسب با فرد به کار ببرم.

تمرین ۲:

دانشجوهای سهمیه ای کم-سوادترن

زنها مسولیت پذیرترند

نازپرورده ها به هیچ جا نمی رسن

کارمندها بچه های محاقظه کارتری تربیت می کنند