Menu
نویسنده مطلب : میثم نوروزیان

مطلب مورد بحث:

تشخیص مسئله و تعریف مسئله | مسئله یابی گام اول حل مسئله است


تصمیم: تغییر رشته دانشگاهی از مقطع کارشناسی به ارشد، تصمیم نادرستی بود که الان بعد از چند سال عواقبش دامنگیرم شده.

۱٫ آیا اساساً این مسأله مربوط به من است؟ قطعاً این مسأله مربوط به من بود. مسأله انتخاب رشته دانشگاهی یک مسأله شخصی بود که بر آینده من تأثیر مستقیم داشت.

۲٫ آیا نام و شرح درستی برای مسأله انتخاب کردم؟ فکر میکنم در اون مقطع شرح درستی از مسأله نداشتم و مهمترین ایراد کار همینجا بود. در واقع مشکل من با رشته کارشناسی ام نبود، بلکه مشکل در چند درسی بود که من در اونها توانمند نبودم و اساتید اون درس ها من رو از اون درس ها زده کرده بودند. دراون مقطع می بایست مشکلم رو با اون چند درس حل می  کردم.

۳٫ آیا حوزه مسأله را بیش از حد باز یا بسته تعریف نکردم؟ به نظرم حوزه مسأله را بیش از حد بسته دیده بودم. در واقع فقط تا نوک بینی ام رو دیده بودم. یعنی اگر دقیق تر به شرایط و احوالات درس و دانشگاه و بازار کار و اهداف شخصی ام نگاه می کردم چنین تصمیمی رو نمی گرفتم.

۴٫ آیا دقت دارم که تخصص، دغدغه و مدل ذهنی خودم را به مسأله تحمیل نکنم؟ قطعا مدل ذهنی من برای حل مسأله ام نامناسب بود. در واقع در آن مقطع حل مسأله را به کمک فهم و تخصص کوچک خودم انجام دادم در حالی که استفاده از نظر یک مشاور خوب و امین می توانست بسیار راهگشا باشد.

۵٫ آیا افق زمانی برای حل مسأله را درست انتخاب کرده ام؟ واقعاً در آن مقطع افق نگاهم بسیار کوتاه مدت بود در حالی که مسأله ای به این اهمیت، تأثیر خود را در بلندمدت نمایان خواهد کرد.