Menu
نویسنده مطلب : الیسا رهرو

مطلب مورد بحث:

نویسندگان چگونه می‌نویسند؟ (یک مصاحبه)


این مطلب برای من هم جالب و «عجیب» بود. بگذارید توضیح بدم که چرا عجیب…

۱- سالها پیش که شعر می نوشتم و برای بیشتر آموختن به شب شعرها می رفتم، با این تضاد مواجه شدم. شاعرانی بودند که تلویحا می گفتند که شعر به آنها الهام می شود و خودجوشانه می نویسند، و ادعاهایی شبیه به بروک داشتند که برای یک تازه کاره بی اعتماد بنفس مثل من، تاثیر منفی داشت. اما وقتی با یکی از آنها صمیمی شدم، از شب بیداری هایش برای ویرایش و تغییرات و چکش کاری در یک شعر نقل می کرد. حتی مدعی بود که می داند که فروغ فرخزاد و احمد شاملو بارها و بارها اشعارشان را بازنویسی کرده و تغییر می دادند. در آن دوره برای من که تازه کار بودم این یک سوال بزرگ مطرح بود که شعر آیا همان الهام اولیه است و یا باید روزها و هفته ها درباره اش فکر کرد و تغییرات در آن ایجاد کرد؟ و چون به جواب نرسیدم، نوشتن را رها کردم.

۲- شاید یک دلیل که بسیاری نویسندگی را مهارت نمی دانند این است که نویسندگان و شعرا درباره روند کارشان توضیحات شفاف به مخاطبان نمی دهند تا همراه در هاله ای از ابهام باشند. برخی ادعاهایی شبیه وحی دارند و برخی از مشقت نوشتن می گویند که هر دو برای جوانان تازه کار موجب ناامیدی می شود . کسانی که خود را واجد موهبتی خدادادی می دانند و نه مهارتی اکتسابی.

۳- وقتی کتاب «پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟» اثر آلن دوباتن عزیز را خواندم، متوجه شدم که پروست تا چه حد به ویرایش اهمیت داده و سالها صرف ویرایش کتابش کرده. این مسئله برای من شوکه آور بود. چرا که باور کرده بودم (و یا بتوان گفت نویسندگان و شعرا سعی می کنند به ما بقبولانند) که نویسنده ای موهبتی الهی است و نه مهارت (Skill)

۴- نکته بعدی که برای نویسندگان تازه کار (مثل خودم) به نظر من مهم است تایید گرفتن و لایک خوردن است. وقتی این اتفاق نمی افتند آنها دلسرد می شوند. حال نمی دانند که تایید نگرفتن به دلیل این است که نوشته هایشان خوب نیست و یا اینکه استعداد ندارند و یا اینکه این کاره نیستند. به هر حال از آنجایی که مرجع و افراد صادق و متبحر هم برای ارزیابی کارهایشان ندارند و یا به پست افراد به ظاهر متخصص اما نادان خورده و انواع بازخوردهای گیج کننده را می گیرند، در نتیجه کلا ناامید شده و از نوشتن منصرف می شوند.

۵- در ابتدای راه که بودم، استادی کتاب «چند نامه به شاعری جوان» نوشته راینر ماریا ریلکه (Rainer Maria Rilke) را به من معرفی کرد. خواندن آن را به همه دوستانی که به نوشتن علاقه مند هستند پیشنهاد می کنم. من نیز آن را خواندم و بسیار لذت بردم. هر چند شکاف زیادی بین فضای ذهنی این کتاب و واقعیت امروز محیط های ادبیاتی و انتشاراتی امروز ایران وجود دارد.

 ۶- کسی که می خواهد نویسنده باشد به نظر من باید واجد چند خصوصیت باشد: پشتکار- صبر- پوست کلفتی- ممارست- علاقه- ایمان به خود- بی توجه به بازخوردهای مثبت و منفی- دارای برنامه آموزشی و یادگیری- پشتوانه مالی و … 

و در آخر پاراگرافی از ریلکه عزیز:
هیچ‌کس نمی‌تواند شما را پند دهد یا راهنمایی کند، هیچ کس! برای رسیدن به مقصود یک راه بیش نیست: در خود فرو بروید و احتیاجی را که موجب نوشتن شماست، جست و جو کنید. ببینید که آیا این احتیاج در ژرفناهای دل شما ریشه دارد؟ از ته دل، پیش خود اعتراف کنید که اگر شما را از نوشتن بازمی‌داشتند، می‌مردید؟ به ویژه این نکته را در آرام‌ترین ساعت شب خویش، از خود بپرسید که “آیا راستی من از نوشتن ناگزیرم؟” در دل خود بکاوید و صمیمانه‌ ترین پاسخ را از آن بجویید.
اگر می‌توانید پیش چنین پرسش متینی، دلیرانه بایستید و به سادگی و جرأت بگویید :”آری، ناگزیرم”، آن گاه زندگانی خویش را بر وفق این احتیاج مرتّب کنید؛ زندگانی شما، تا بیهوده‌ترین و تهی ‌ترین دم آن، باید نشانه و شاهد چنین شوقی باشد.

 

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟