Menu
نویسنده مطلب : محسن حیدری

مطلب مورد بحث:

تشخیص مسئله و تعریف مسئله | مسئله یابی گام اول حل مسئله است


یکی از تصمیمات اشتباه زندگی من انتخاب رشته دانشگاه بود.
من همیشه از بچگی عاشق الکترونیک، رباتیک و کامپیوتر بودم. رویای بچگی من تبدیل شدن به یک مخترع بود.

اما در انتخاب رشته دانشگاه، مهندسی شیمی دانشگاه صنعت نفت را انتخاب کردم.

الان که فکر میکنم میبینم خیلی از اشتباهات من در زمینه تعریف مسئله بود و اگر چیزهایی که الان میدانم را آن زمان میدانستم مرتکب این اشتباه نمیشدم. برای مثال:

۱- آیا این مسئله اساسا به من مربوط است؟ این مسئله مسئله ی من است؟

هدف اصلی من تبدیل شدن به یک متخصص عالی در زمینه الکترونیک و رباتیک بود. انتخاب رشته و دانشگاه در واقع پلی برای رسیدن به این هدف میتوانست باشد ولی در هنگام انتخاب رشته من هدف اصلی را فراموش کردم و دغدغه ام چیزی از جنس کدام دانشگاه بهتر است؟ کدام یک امکانات بهتری می دهد؟ کدام یک کار تضمین شده دارد؟ و … شد. همین مسئله باعث شد رشته و دانشگاهی را انتخاب کنم که به دانشجوها کمک هزینه میداد، امکانات رفاهی خوبی داشت، کار تضمین شده داشت ولی در واقع مورد علاقه من نبود!

۲- آیا نام و شرح درستی را برای این مسئله انتخاب کرده ام؟

هدف های جانبی باید پس از اطمینان از ارضای هدف اصلی بعنوان آپشن های بعضی تصمیمات که در وهله اول هدف اصلی ما را تامین کرده اند در تصمیم گیری اثر بگذارند. اما در کیس من آپشن ها بر هدف اصلی مقدم شدند! یعنی موضوع اصلی را فراموش کردم.

۳- آیا حوزه مسئله را بیش از حد باز یا بیش از حد بسته تعریف نکرده ام؟ گستردگی مناسب برای این مسئله چیست؟

پس از انتخاب رشته و تحصیل در رشته ای بجز رشته مورد علاقه ام، من رویای مخترع شدن و متخصص الکترونیک شدن را آرام آرام فراموش کردم. اما حالا که فکر میکنم میبینم موفقیت های شغلی و تخصص هایی که هر فرد میتواند داشته باشد الزاما محدود به رشته ای که در آن تحصیل میکند نیست. شاید اینکه من یک منخصص عالی الکترونیک نشدم به ویژگی های دیگر من بستگی داشته باشد. مثلا در راه کسب تجربه فنی در این زمینه کوتاهی و تنبلی کردم. شاید مشکل اصلی من این کوتاهی کردن بود.
من میتوانستم بدون توجه به رشته آکادمیکم در مسیر علاقه شخصی ام قدم بردارم.

۴- آیا افق زمانی برای حل مسئله را درست انتخاب کرده ام؟

رشته و شغل موضوعی است که تا همیشه همراه ما خواهد بود و در انتخاب آن باید دید باز و طولانی مدت داشته باشیم. شاید اگر آن زمان از یک سال عقب افتادن واهمه نداشتم و تغییر رشته میدادم با هزینه کردن آن یک سال، در عوض سال ها رضایت از مسیر را تجربه میکردم.