Menu
نویسنده مطلب : نیره افتخار

مطلب مورد بحث:

تجزیه و تحلیل بازار | معیارهای ارزیابی بازار و محصول


سلام
۱- با توجه به صنعت و بازاری که مورد علاقه شماست و در تمرین‌های قبلی به آن اشاره کرده و فکر کرده‌اید، بکوشید بازار آن محصول را بر اساس میزان Urgency یا ضرورت محصول (یا خدمت) مورد نظرتان برآورد کنید و به آن نمره‌ای بین صفر تا ده بدهید. صفر یعنی اینکه امروز هیچکس چنین محصولی را ضروری نمی‌داند و شما باید برای آن بازارسازی انجام دهید. ده یعنی اینکه مردم در حد آب و هوا به این محصول نیازمند هستند.
اگر بازار MBA را در نظر بگیریم و بخواهیم به آن امتیازی دهیم، با توجه به بازار آماده ای که تعریف کردم، می شود امتیازی حدود شش را برای آن قائل شد
۲- برای اینکه میزان ضرورت این محصول افزایش یابد، چه گزینه‌هایی در ذهن دارید؟
به نظرم در درجه اول بالابردن اثربخشی و کارایی دوره های فعلی که برگزار میشود، در عین آشناسازی بازار آماده با کار من؛ مثلاً‌در نمایشگاه های صنایع مختلف، چرا نباید غرفه هایی از دانشگاه ها باشد که نشان دهند چطور می توانند به لحاظ تجاری گره از مشکلات مختلف شرکتها باز کنند
۳- چه برآوردی از هزینه‌ی جذب مشتری برای محصول و خدمت خود دارید؟ برآورد شما از هزینه‌ی ایجاد مشتری چقدر است؟ تا چه حد این هزینه با افزایش حجم کسب و کار شما کاهش پیدا می‌کند؟
به نظرم بیشتر از اینکه هزینه عددی داشته باشد، نیازمند شبکه سازی، بسیج امکانات و …است؛ یعنی هزینه اعتباری دارد. مثلاً‌منِ مدیرگروه MBA فلان دانشگاه، باید بتوانم با مذاکره و بدون صرف هزینه برای خود جایگاهی در گردهمایی های صنایع مختلف فراهم کنم. با استادانی مذاکره کنم که خروجی های بهتری دارند و …

۴- اگر در یک بازار، هزینه‌ی جذب مشتری و هزینه‌ی ایجاد مشتری بسیار به هم نزدیک باشند استراتژی بازاریابی در مقایسه با شرایطی که هزینه‌ی ایجاد مشتری جدید خیلی بالاست چه تفاوتی خواهد داشت؟
شاید حالت اول بیشتر منجر به جنگ قیمتی شود اما دومی نوآوری در جلب مشتری را ترویج دهد