Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

تفاوت تفکر مهندسی و تفکر طراحانه در فرایند حل مسئله چیست؟


شاید با توجه به معلومات داده شده بتوان اینگونه برداشت کرد که:

تفکر طراحانه، یکنوع ایده ی به تصویر درآمده است. نقشه نوعی ابتکار به خلق چیزی که مثل طوفان فکری به ذهن رسیده. نبوغ رویا گونه ای که سعی در تبلور هنر و علوم پیش زمینه ای را دارد تا همه چیز و همه احوال به همان روالی که همیشه بوده، ادامه نیابد بلکه آفرینندگی نوعی قابلیت به شرایط موجود اضافه شود.

همین تفکر طراحانه وقتی با امکانات موجود صیقل خورده و در پروسه ساخت و پرداخت وارد می شود، شکل میگیرد و از تجسم، به عینیت و عمل می رسد و  وارد حیطه تفکر مهندسی شده و به نوعی ابزار یا سازه متشکل از قطعات عینی درمی آید.

نمونه: تردد افرادی که مجبور به استفاده از ویلچر هستند و امکان بالا و پایین رفتن از پله با این وسیله را ندارند، نیاز به سازه ای را در این وسیله ایجاب می کند که با استعانت از علوم مختلفی از جمله دینامیک و مکانیک ابزار و شیمی فلزات و آلیاژها، ریاضی و سایر علوم از طرحی که مسیر هدایت فرمان تا اجرای فرمان حرکت را دنبال می کند، ابزار کمکی می سازد تا بتوان با آن علاوه بر سهولت در استفاده بر روی رمپ های تعبیه شده، پله ها را نیز به آسانی طی نماید.

تفکر طراحانه ایجاد انگیزه نموده و خلق آن را از موضوعی که تا قبل وجود نداشت فراهم می نماید و اگرچه رمپ ها تمام پاسخی بودند که میشد به آن فکر کرد، اینبار اهرم هایی جهت گام برداشتن از طریق این صندلی متحرک فراهم آورده و سوپاپ هایی در انتهای این اهرم های دارای مفصل را پیشنهاد می دهد و از یکنوع اندیشه جنجالی و بظاهر متهورانه، نقشه متین و موقر ابداعی ایمن را پایه ریزی می نماید. تفکر مهندسی دست بکار استفاده از ابزار شده و اندازه ها و استانداردها را بصورت عملی به نقشه افزوده، قالب زده، امتحان می نموده و در نهایت طراحی مهندسی شده، تولید ابزاری جدید در کنار ویلچرهای فاقد امکانات تردد در بخشهای فاقد رمپ را مهیا مینماید.