Menu
نویسنده مطلب : محمد نصری

مطلب مورد بحث:

رهایی از مهرطلبی | برنامه ۲۱ روزه پیشنهادی هریت بریکر (هفته سوم)


حکایت ماهیگیری یاد دادن و ماهی ندادن و این حرف هاست… نکته‌ی ظریفی که وجود داره اگه ما به دوستمون بخواهیم بجای اینکه مشکل‌ش رو تا حدودی کم کنیم بخواهیم راه‌حل جلو پاش بزاریم و کمک فکری بدیم و … شاید خیلی براش خوشایند نباشه مخصوصن تو فرهنگ ایرانی. معمولن جوابی که میشنویم اینه که «می‌دونم» و «نصحیت نکن» و …

مثلن دوست من در اتوبان ماشین‌ش خراب شده و زنگ زده کمک می‌خواد برم پیشش و من هم شب مهمان دارم… اگه به دوستم بیام شروع کنم توضیح بدم میتونی امدادخودرو زنگ بزنی یا میتونی از دوست دیگه کمک بگیری و …

اینحرف‌ها. تموم نشده ناراحت میشه و خدافظی می‌کنه.

یا اینکه یکی از دوست‌های من تقاضای قرض پول می‌کنه و من نمیخواهم پولی قرض بدم به اون آدم… هر توضیحی بدم در راستای کمک کردن بهش بجز پول دادن موجبات ناراحتی‌ش فراهم میشه.

می‌خوام بگم این روش که بیاییم برای دوستمون مشکل رو خُرد کنیم و ریشه‌یابی کنیم و … بیشتر اوقات جواب نمی‌ده چراکه دوست ما در اون لحظه داره به حل مستقیم مشکل‌ش فکر می‌کنه…

من فکر میکنم این اقدامات باید خیلی قبل از وجود مشکل برای دوستمون از سمت ما برای حل ریشه‌ای مشکل اقدامی بشه که بدیهی که برای مواردی که قابل پیشبینیه. مثلن دوستی که مدام پول قرض میگیره بیاییم تا به دفعه‌ی بعدی برسه ریشه مشکل‌ش رو پیدا کنیم و …