Menu
نویسنده مطلب : شاهین سلیمانی

مطلب مورد بحث:

خودشناسی - ویژگی‌های خودمان را بهتر بشناسیم


سخن سر دبیر

از آنجایی که کامنت گذاشتن برای روزنوشته های سایت محمدرضاشعبانعلی از لذت های زندگی من بود و محمدرضا آنچنان می نوشت که امکان نداشت تداعی های عمق داری بر تو نگذرد؛ پس معمولا می آمدیم، می خواندیم و بعد ، در پاسخی عصبی ، می آمدیم و کامنتی که بر روان مان تداعی می شد را می نوشتیم…اینطور که می گذاشتیم روان در جایگاه آسوده ای بنشیند و بعد ، ناخودآگاه سخنش را بگوید، البته و حتما با دخالت آقای ایگو .
و این شد یکی از انگیزه های بازگشتِ من به سایت متمم : امتیازگیری برای بازگشت به روزهای اوجِ کامنت گذاری، هر چند که بهشت های زندگی ، همیشه تاریخ دار و تمام شدنی هستند.

 و اما انگیزه ی دوم !

آن روزهایی که بازیکنِ پا به توپی در متمم عزیز بودم، کامنت هایی می گذاشتم که یکی از آنها شد ، محتوایی برای یک پایان نامه از بچه های دانشگاه تهران. ( از وقتی پنجاه تومان بود، دوستش داشتم )
ماجرا بازمی گشت به بهار سال ۹۵ . وقتی چند روز پیش آن را خواندم، آن چنان پر شور و طراوت بودم و یادداشت یا شاید شبه مقاله با چنان کودکی درون ، خوش ذوق ، خندان و بازیگوش نوشته شده بود که گویی آن شاهین از آنِ شاید ده سال پیش است! حالا یا پخته تر شده ام ، یا زمانه به من درسهایی داد که یادگرفتم ، در زمان نوشتن ، بیشتر حواسم را جمع کنم ! ; )… اما همین که آن شاهینِ جوان را در روزهای میانسالی و پیرشدگی می خوانم ، برایم روشن شد که متمم کار بزرگی می کرد … متمم ذهنِ تو را نظم می دهد و تو را مجبور به فکر کردن می کند و اندیشه ورزی میوه ای است حاصل کامنت گذاری برای متمم .

و در نهایت ( همان “نتیجه گیریِ” انشاهای نوستالژیک ):

متمم دانشگاهی است…( به یاد لاکان افتادم که مقابل گفتار دانشگاهی گاه می ایستاد و ارضای میل ارباب را نتیجه دانش تولیدشده در دانشگاه می دانست ) پس می گویم : « متمم اندیشکده ای است که می توان در آن اندیشید، اشتباه کرد ، رفت ، فکر کرد ، برگشت ، باز فکر کرد و در نهایت … انسان اهل تفکر، ناگزیر به تفکر است … »

این هم یک مانیفستِ متممی،