Menu
نویسنده مطلب : یاور مشیرفر

مطلب مورد بحث:

خوشه بندی چیست و چه تفاوتی با طبقه بندی دارد؟


در حوزه کاری من، اقلیم دیرینه سنوزوییک (از ۶۵ میلیون سال پیش تا به امروز را سنوزوییک “نوزیستی” می نامند.)

خوشه بندی اقلیمی Zachos که بر مبنای روندهای افزایشی و کاهشی دما، یک منحنی اصلی تغییرات آب و هوایی جهانی رسم کرده است. این منحنی با استفاده از مطالعه مغزه های اقیانوسی تقریبا در همه اقیانوس های جهان انجام گرفته است.

https://ageofrocks.files.wordpress.com/2014/12/zachos2001figure2.jpg

هر محققی که بخواهد در مورد مدل اقلیمی بخش خاصی از این زمان در بخش محدودی از زمین صحبت کند، ناچار است منحنی خودش را با این منحنی مقایسه کند. اساس این منحنی سنجش میزان ایزوتوپ اکسیژن ۱۸ (دمای دیرینه) کربن ۱۳ (گازهای گلخانه ای) و تحولات تکتونیکی (باز شدن صفحات، کوهزایی ها، زایش قاره های جدید) و هم چنین تغییرات مؤثر بر میزان ایزوتوپ ها نظیر وقایع بیولوژیک (انقراض های بزرگ، شکوفندگی ها و…) و هم چنین وقایع اقلیمی بزرگ مقیاس سیاره زمین است که (قبلا در درس مدل ذهنی، مدل های اقلیمی خارج از کنترل سیاره زمین را توضیح داده ام)

این مدل خوشه بندی بسیار بسیار کلی است و ممکن است در جزییات بسیار ریز در آن اختلافاتی هم مشاهده شود، اما روند جهانی تغییرات سیاره تقریبا یکسان است. استفاده از این مدل در ابتدا یک مبنای پژوهشی برای محققین است که اساسا بدانند چه پارامترهایی را باید در نظر بگیرند و از سوی دیگر به نظر شخصی من (که در حدود پنج سالی است در این حوزه مطالعه و پژوهش میکنم) گاهی وقت ها باعث می شود پژوهشگر بدون در نظر گرفتن واقعیت های خاص منطقه پژوهشی خودش، بکوشد با حذف برخی قسمت های ناخوانا با این مدل، واقعیت زمین شناختی منطقه خودش را به “زور” درون این مدل بگنحاند و در واقع نوعی داده سازی و تأیید دروغین از این مدل اخذ کند. در مورد ارتباط اقلیم شناسی و آینده هم هر چند قبلا مطالبی در متمم نوشته ام، اما به طور خلاصه باید عرض کنم که از آنجایی که تغییرات اقلیمی زمین در چرخه هایی تکرار می شوند، برای پیش بینی وقایع آینده زمین، باید چرخه های اقلیمی گذشته را به خوبی تحلیل و شناسایی کنیم تا بتوانیم درک صحیحی از وضعیت اکولوژیک سیاره در دوره های مختلف زمین شناسی و به خصوص ۶۰۰ میلیون سال حیات پرسلولی در دست داشته باشیم.