- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : حمید

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


داستان یک انتخاب
تجربه خانه به دوشی ومستاجری بعد از استقلال ازخانواده، باعث شد تا برای ادامه برنامه هایم منزلی انتخاب کنم که مسائل سرماه و اخر سال و انواع مسائل اجاره نشینی را نداشته باشم. بنابراین معیار ثبات داشتن، در انتخاب خانه در برنامه ریزی هایم قرار گرفت و بعد از حساب و کتاب سعی کردم متناسب با  منابعی که در اختیار داشتم با معیارهای زیر خانه ای بخرم(این تجربه،اولین خرید در مقیاس بزرگ که مستقل  و با مسئولیت خودم بود)
معیارهای من  برای خرید خانه بدون اولویت گذاری:
محلیت منطقه،نزدیکی به محل کار،دسترسی آسان به مراکز خرید، خیابانی با ترافیک کمتر،آپارتمان کم طبقه و با پارکینگ و آسانسور،همسایه های گرم وصمیمی ،و…. والبته سازگار با منابع در اختیار من
 خطا هایی  که به نظرم در تصمیم گیریها مرتکب شدم این بود  که نتوانستم بین سلسله مراتب معیارهایم تعادل برقرار کنم و برخی از موقعیتهای مناسب را از دست دادم و سراغشان نرفتم. در نتیجه دستیابی به یک واحد مسکونی( با موقعیت گوساله سامری گونه اش) با منابع  محدود ، دسترسی من را به گزینه های دیگر محدود کرد.
خطایی دیگری که در تصمیم گیری در این خرید مرتکب شدم  این بود که  تحلیل های من  که اون موقع خیلی بهداشتی فکر می کردم خیلی وابسته به اطلاعات روزنامه ای و سایتی و اشباع شدن از طریق اخبار رسمی مسئولین بود و به دنبال تایید اطلاعات خودم از طریق این اخبار بودم که خانه به این زودی گران نمی شود. بنابراین چون قرار بود که کار خیلی بزرگی انجام دهم فوبیای تصمیم گیری هم به سراغم آمد باید بیشتر جستجو کنم و اطلاعات بیشتری پیدا کنم. گاهی اوقات که موردی را پیدا می کردم دنبال پیدا کردن عیبی ، ایرادی بود ،مثل اینکه اینجا نزدیک مدرسه است .قیمت ارزان این واحد بی دلیل نیست، یکی از همسایه ها  گفته که یکی از همسایه های اینجا تعادل روانی نداره و برای ساکنین اینجا درسر درست می کنه و صاحبخانه به این خاطر داره خونه رابا این قیمت می فروشه. خب طبیعی دیگه ترس از دست دادن اینجا کار خودشو انجام میده و با سیستم دو  محاسبات منطقی و پیامدسنجی به دنبال پاسخگویی به این سوالات بودم:
اگر در فروش این خانه بعدا مشکل پیدا کنم؟
اگر خوب نگشته باشم و موردی با امکانات و یا قیمت ارزانتر پیدا کنم چه؟
خطای تمرکز بر آخرین اطلاعات نیز حقشو در تصمیم گیری من ادا کرد:فاجعه غمبار زلزله بم و بازار گرم نقد  ضعف استحکام ساختمان ها و زلزله خیز بودن تهران کمال طلبی منفی را در من تقویت کرد و کفه بی عملی مرا سنگین تر.
موج گرانی مسکن کمکم از راه رسید و بازار شایعات داغ و اطلاعات جدید چون پتکی من را از بی عملی و سرگردانی خارج کرد و سیستم  دو تصمیم گیری من را برای انتخاب فعال کرد با فروشنده ای وارد مذاکره شدم و با هم به توافق رسیدیم ولی بعد از دو روز با افزایش ۳ مییون تومانی خطای درک نادرست  از دامنه ارزیابی را بر من تحمیل کرد و من بدون توجه به صورت بیرونی مساله و درک اوضاع و شرایط اقتصاد سیاسی جامعه در آن دوره، با قیافه ای حق به جانب و ناراضی با تفکرهمگرای خود آشناشدم که نخواستم زیر بار قرض و قسط بیشتر بروم و وضعیت و برنامه های خود را تغییر دهم و احساس ناخوشایند خود از این اتفاق را با بخشیدن لقای این خرید به عطایش تلافی کردم  تا مقداری از ناهماهنگی بین آنچه می خواستم و آنچه اتفاق افتاده بود بکاهم.
اما  قرار گرفتن در معرض اخرین  اخبار و اطلاعات و سنگینی آن اخبار مبنی بر افزایش قیمت مرا رها نمی کرد تا جاییکه حتی به خاطر ذهنیت منفی نسبت به تولیدات بساز و  بفروش ها،پیشنهاد مناسب یکی از دوستانم را برای  خرید این خانه رد کردم و با فرارسیدن موج دوم گرانی مسکن خسته و سرگردان از این رویدادها هزینه بی تجربگی، کمال گرایی منفی و درک ناکافی از شرایط و اوضاع اجتماعی ، سیاسی اقتصادی متحمل جریمه  خوردن پیاز، تنبیه بدنی و جریمه مالی شدم(اشاره به داستان مجازات مجرمی رندی و دادن حق انتخاب به او در انتخاب نوع مجازات سه گانه و تجربه کردن ناقص هر سه نوع مجازات توسط او).و تجربه به یاد ماندنی از این تصمیم گیری با خرید واحدی دیگر از همان دوست بساز و بفروش با پذیرش تحمیلی و زیر وام قسط و قرض با مطلوبیت کمتر و با قیمتی بالاتر از پیشتهاد قبلی(۴۰ میلیون بیشتر) در ظرف زمان ۸ ماه و البته موجهای دیگر گرانی مسکن همچنان قیمتها را در می نوردیدند ولی این بار من تصمیم کبری را گرفته بودم.