Menu
نویسنده مطلب : مهرزاد خسروی

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و فاصله‌ بین دانستن و عمل کردن


با سلام

من مدتیست که مشغول مطالعه در زمینه تفکر سیستمی و تحلیل دینامیک سیستم‌ها هستم. وقتی که در چنین زمینه‌ای مشغول که آموختن می‌شوید متوجه خواهید شد که بسیاری از تفکرات و تحلیل‌هایی که پیش از این داشته‌ایم اشتباه بوده و بسیاری از مواقع به دلایل مشابه (بخاطر مشابه بودن تعدادی ارکتایپ‌های مشکل ساز در سیستم‌ها) موانع متنوعی را در زندگی تجربه کرده‌ایم و به همین علت ضمن تعریف و تمجید از چنین نگرشی تصمیم می‌گیریم و اعلام خواهم کرد که از این پس به طور مثال هنگام تصمیم گیری نتایج بلند مدت را مشاهده کرده و به جای خطی دیدن نتایج و روابط حلقه‌های بازخور را در روابط علت و معلولی مد نظر قرار خواهیم داد. اما…

اما در عمل هنگام تصمیم گیری نتایج کوتاه مدت چنان فریبمان می‎‌دهد که با هزار و یک توجیه همان اعمال سابق را تکرار می‌کنیم. به عنوان یک مثال ساده شرکتمان می‌داند ورود به رقابت قیمت حلقه‌های معیوب کاهش کیفیت و خدمات برای مشتری را در پی‌خواهد داشت ولی وسوسه فروش بیشتر و پاداش آخر سال مدیر عامل را گمراه می‌کند.

با تشکر