Menu
نویسنده مطلب : سکینه شفیعی نژاد

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


    بدون دانش واطلاعات کافی از دنیای کودکان، مطرح کردن مسائل طوری که برای این رده سنی قابل فهم و پذیرش باشد، کمی سخت است ولی با توجه به آموخته هایم و اطلاعاتی که در این زمینه از سایتها بدست آوردم، درحد توان و فهم خودم مواردی که به ذهنم می رسد را بیان می کنم، امیدوارم که برای دستیابی به دروس بالاتر بتوانم امتیاز کافی رو کسب کنم.
   برای نهادینه شدن تفکرسیستمی در کودکان ابتدا باید اولیا و مربیان با این تفکر آشنا بوده و به آن پایبند باشند، زیرا کودکان در این سن بسیار تاثیر پذیرند و از بزرگترها و معلم هایشان الگو برداری می کنند، در غیر اینصورت تفهیم این موضوع به کودکان کارسختی خواهد بود.
   دراین جامعه، فرض براین است که آموزش برای تمام کودکان رایگان است. مدرسه از ساعت ۸ صبح شروع می شود وتا ۴ بعد از ظهرادامه دارد. ناهار و میان وعده به دانش آموزان داده می شود. مدرسه دارای حیاط  و فضای سبز، کلاسهایی با حداکثر ۲۰ دانش آموز، کتابخانه، آزمایشگاه، سالن ورزشی، سالن آمفی تئاتر، خانه بهداشت با یک پزشک و یک روانشناس، استخرو آشپزخانه می باشد.
    بر اساس تفکر سیستمی مواردی که باید در این مدارس به آن پرداخته شود به شرح ذیل می باشد:
۱-      توجه به تفریح و بازی
مدرسه باید محیطی شاد و فرحبخش برای بچه ها باشد تا خسته و کسل نشوند و به بازی و معلم ها هم با مهربانی و مهمان نوازی و آمیختن بازی، شادی و امید به یاد گیری، خاطرات خوشی را در ذهن آنها به جای بگذارند تا بهتر بتوانند اجرای یادگیری در تمام طول عمر را به آنها بیاموزند.
۲-      آموزش و یاد گیری مشارکتی
برای آماده سازی کودکان و زندگی در جامعه، می توانیم با ایجاد گروهای کوچک در کلاس و تدریس گروهی علاوه بر خودآموزی ،مسئولیت پذیری ، تلاش ، کوشش، ترجیح مصالح اجتماعی بر مصالح فردی، مدیریت ، رهبری ، مهارت ارتباطی و اصول اخلاقی را در آنها پرورش داده و از تک رویی و رقابت ناسالم آنها جلوگیری کنیم. بطور مثال:
مشارکت در کارهای مدرسه مثل تدارک جشنها، نظافت و پاکیزگی مدرسه، رنگ آمیزی محیط داخلی کلاس ،مشارکت اولیا در برخی امور مدرسه، بردن بچه به اردو و دادن مسئولیت به آنها و همچنین با بردن آنها به طبیعت درپاکیزه کردن محیط زیست از آنها کمک بخواهیم.
۳-      عدم مردودی در دوره ابتدایی
در این دوره تربیت باید نقشی پررنگ تر ازعلم آموزی داشته باشد. اینکه بدانند در یادگیری جواب صحیح  نسبت به جواب غلط ارزش تربیت بیشتری ندارد بلکه آنچه معلم پس از شنیدن جواب انجام می دهد جنبه تربیتی داشته و تعیین کننده است. برای کاهش استرس و یاد گیری بهتر می توانیم برگه های امتحانی را به خود دانش آموزان داده تا از روی کتاب، برگه های همدیگر را تصحیح نموده و جواب درست را زیر آن بنویسند
۴-      استعدادیابی و پرورش استعداد
عدم شناخت استعدادها موجب می شود در انجام کارها توقعمان ازهمه یکسان باشد و کارهایی خارج از توان به آنها بدهیم که در نهایت موجب عدم اعتماد به نفس در کودکان می شود. یکی از اصولی که موجب افزایش کارایی و اعتماد به نفس در کودکان می شود شناخت و کشف این استعدادهاست که باید با همکاری ومشارکت کودکان، اولیاء و مربیان صورت پذیرد.بی توجهی به این مسئله از همه نظر( چه فردی چه اجتماعی چه روحی )هزینه های سنگینی را به دوش خانواده ، خود فرد و اجتماع خواهد گذاشت.
۵-      تقویت اعتماد به نفس
برای بالا بردن اعتماد به نفس کودکان به جای نقطه ضعف، دنبال نقطه قوت آنها باشیم همچنین به آنها بگوییم که هرجا سوالی هست، خطا و اشتباه هم هست و ازاینکه جواب سوالی را اشتباه بدهند نباید ناراحت شوند وخود را سرزنش کنند. با احترام به شخصیت کودکان ، پذیرش آنان و توجه به تفاوتهای فردی، به آنها بیآموزیم که هر کدام از ما منحصر به فردهستیم و نباید خود را با دیگران مقایسه کنیم.
۶-       رشد و پرورش تفکر خلاق  
مواردی که به پرورش خلاقیت کمک می کند الف) ذهن سیال : توانایی ارائه ی پاسخ های متعدد به یک موقعیت معین ؛یا به عبارتی توانایی تولید ایده های فراوان، نشان دهنده ی سیال بودن ذهن است.
ب) ابتکار: دور شدن از چیزهای واضح و معمولی یا قطع رابطه با تفکر مبتنی بر عادت؛ با حذف تفکر عادی و با اندیشیدن به چیزهای غیرمعمول و غیرعادی امکان ابتکار فراهم می آید. برای پرورش ابتکار می توانیم از امکانات اطراف خود استفاده های غیرمعمول بنمایم.
ج) انعطاف پذیری ذهنی: توانایی به تعویق انداختن قضاوت فوری و تعصب در مواقعی که در یک وضعیت مبهم قرار می گیریم؛ داوری سریع درباره ی یک راه حل مانع از راه حل های ابتکاری می شود. خلاقیت با تعصب و قضاوت نمی تواند همزمان عمل کند.
د) تجسم و تخیل: توانایی تجسم اشیاء، مفاهیم و فرآیندها نیز یکی از اجزاء مهم تفکر خلاق است.هر چه این تصاویر روشن تر، قوی تر، زنده تر و متنوع تر باشند امکان خلاقیت بیشتر است. بسیاری از ابداعات و اختراعات نتیجه ی قدرت تخیل است و بسیاری از داستان های تخیلی امروز به واقعیت پیوسته.
 
ما می توانیم به چند روش این موارد را در کودکان پرورش دهیم .
 
با مطرح کردن سوالات ذهنی در کلاس
سوال: گیره ، سنجاق یا چوب بستنی (هر وسیله دیگر که به ذهنمان می رسد) چه کاربردهای دیگری می تواند داشته باشد؟ می گویند کودکان می توانند تا ۲۰ کاربرد برایش ذکر کنند ولی بزرگترها متوسط تا ۵ تا .
سوال: بنظر شما هر یک از حروف کلمه معلم، اول چه کلماتی هستند؟
سوال: اگر بخواهید شکل متفاوتی از تخت خوابتان ارائه بدهید، آن را چگونه می کشید؟
 
– با بازیهای آزاد، نقاشی ، ساختن اشیاء به وسیله ِگل و خمیر، کاردستی ، خیاطی ، موسیقی، تئاتر، حل معما، آشنایی با نجوم ( جهت تحریک حس کنجکاوی)، داستان نویسی (جهت تحریک تخیل و شهود) 
– برای تقویت خلاقیت کلامی هم می توانیم به بچه ها یک سوژه یا یک موضوع تحقیقی بدهیم تا بروند از منابع مختلف مطلب جمع کنند و بعد آن را در کلاس برای دوستانشان توضیح دهند. بطورمثال موضوع: در خصوص شغل پدر
۷-      توجه به نظم و انظباط
نظم و انظباط چیزی نیست که بتوان با زور به بچه ها یاد داد و تنبیه هم راه درستی برای این مورد نیست . اگر با تشویق موفق به این کار نشدیم، بنظرم شاید بتوان با محروم کردن بچه ها از فعالیت های دوست داشتنی شان در یک محدوده زمانی آنها را موظف به این کار کنیم.
یا با نشان دادن کارتون و فیلم در این زمینه می توانیم به طورغیر مستقیم روی آنها تاثیر بگذاریم. مثل کارتون ۱۰۰ ثانیه ای درین درین  
۸-      آموزش زبان انگلیسی
از آنجائیکه بهترین اطلاعات علمی، کتابها ،خبرها ، گزارشات به زبان انگلیسی است ضروری است که فرزندانمان این زبان بین المللی را فرا بگیرند تا با دسترسی به این اطلاعات به پیشرفت علمی، شغلی برسند و در نتیجه جامعه ای پیشرفته ترداشته باشیم.
۹-      آموزش عملی و آزمایشگاهی
آموزش ما نباید کتاب محور و تک بعدی باشد بلکه با آموزش عملگرا و تاکید بر آزمایش وپژوهش، می توانیم یاد گیری عمیق تر و کاربردی تری داشته باشیم .
مثل پرورش گل و گیاه در مدرسه
۱۰-   توجه به تغذیه و میان وعده و ورزش
از اولویتهای دیگری که باید توجه ویژه ای به آن شود تغذیه است چون این مقطع سنی یکی از حساس ترین دوره ها چه از لحاظ رشد شخصیتی و چه از لحاظ رشد جسمی است، بنابراین تغذیه ی دانش آموزان باید طوری باشد که بتواند از تمام جهات نیازهای او را برطرف کند. تغذیه نقش مهمی در فعالیت فکری کودک دارد.
۱۱-   مختلط بودن و عدم تفکیک جنسیتی
از آنجائیکه انسانها موجودات اجتماعی هستند و برای رفع نیازهایشان مجبور به برقراری ارتباط هستند. برای داشتن زندگی سالم، ارتباط با جنس مخالف ( خانواده، اقوام، اجتماع ) امری اجتناب ناپذیراست، مناسب است که در این مدارس تفکیک جنسیتی صورت نپذیرد، تا کودکان بطور طبیعی و با هدایت معلمان آموزش دیده خود درعین فراگیری علوم مختلف، بتواند با چالشها روبرو شده و نحوه درست برقراری ارتباط با یکدیگر را نیز بیاموزند و ببیند درعین تفاوتهایی که با هم دارند دارای حقوقی برابرهستند و هیچیک بر دیگری برتری ندارد.با برگزاری کلاسهای آموزش جنسی کوکان می توان آنها را مرحله به مرحله با این مسئله آشنا کرد و از اطلاعات نادرستی که از فضای مجازی دریافت می کنند و یا دوستان به آنها می دهند جلوگیری کرد.
۱۲-   توجه به علوم معنوی دینی و اخلاقی
برای نهادینه کردن این مهارت در کودکان می توانیم  رفتارهایی چون محبت ورزیدن احترام به خود ، به دیگران ، به محیط زیست ، صلح و دوستی می توانیم مطالب مان را بر اساس قصه و نمایش برایشان شیرین و قابل فهم کنیم.
 
منابع استفاده شده:http://www.delgarmee.blogfa.com/post/48
                              http://kakash.persianblog.ir/post/5/
 
پی نوشت :
امروز یک سخنرانی (فایل صوتی) خیلی خوب از آقای دکتر محسن رنانی استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان با نام ” کودکی توسعه و توسعه‌ی کودکی” که امسال اردیبهشت ماه در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شده بود، گوش دادم.
با شنیدن این فایل می خواستم مطلبم رو تغییر بدهم وبر اساس اطلاعات جدیدی که از این فایل بدست آوردم بنویسم. ولی در آخردلم نیامد که مطالب ناقص خودم که زحمت زیادی برایش کشیده بودم را عوض کنم. 
بخشی از سخنرانی آقای دکتر محسن رنانی را که مرتبط با این موضوع می باشد را نقل به مضمون می نویسم تا دیدگاه ایشان را در این رابطه بدانید و اگر دوست داشتید از مطالب خوب ایشان بهره ببرید:
” بنابراین همه آنچه برای توسعه لازم است باید بذرش در زیر ۷ سال کاشته شود . اما نظام آموزشی وحکومتی هیچ فکری برای ۰ تا ۷ سال نکرده ، خانواده های ماهم تا دوسالگی فقط مسئله شان پوشاک بچه هاست واین که از لحاظ رشد جسمانی در مسیر درست رشد حرکت می کنند ( واکسن، دادن ویتامین ها) و اگر آنها را به مهد کودک و پیش دبستانی می فرستند برای اینکه می خواهند سرکار بروند و آنجا استراحتگاه آنان، تنها چیزی که به آن توجه نمی شود آموزش است…
در دبستان نباید آموزشهای رسمی چون ریاضی، علوم داده شود، فقط باید مهارتهای زندگی داده شود.به گمانم در دوران تحصیل سه کلاس از اهمیت ویژه ای برخوردار است، نقاشی، کاردستی و ورزش همین سه کلاسی که در آموزش ما گویی جزئی از آموزش نیست ”
 
این هم فایل صوتی ۴۸ دقیقه ای آقای دکتر رنانی http://goo.gl/jDjB4w