Menu
نویسنده مطلب : زهره

مطلب مورد بحث:

دن اریلی و ماجرای خوردن در بوفه رستوران‌ها


موافق این نیستم که بیشینه کردن منافع خودمان را در نظر نمیگیریم .اتفاقا ما همه جا منافع خودمان را در نظر میگیریم و بر اساس ان تصمیم میگیریم چه رفتاری داشته باشیم .
ما در برخورد با رویدادها و ماجراهایی که ذر طول روز برایمان اتفاق میافتد  دنبال این هستیم که با کمک محیطمان احساس خیلی خوب و پایدارتری را در خودمان به وجود بیاوریم . احساسی که کوتاه مدت نباشد .احساسی که منفعت ان بیشتر از ضرر ان باشد . احساسی که وقتی یاد ان میافتیم خاطره خوب و بهتری را برایمان داشته باشد.
 
در واقع ما همه اینها را با همدیگر و در یکجا میخواهیم داشته باشیم . احساس خوبی که هم طولانی مدت باشد هم زیاد باشد و هم خاطره انگیز  .وقتی دنبال اینها هستیم همان لحظه تصمیم میگیریم چه رفتاری داشته باشیم
اشتباه نه در ایجاد احساس خوب و خوشایند است نه در رفتار .
اشکال در نوع تصمیم گیری است  . و ریشه این تصمیم گیریها مربوط میشود به مدل ذهنی و درکی که مغز از اطراف دارد .
نمیدانم بگویم که ،عدم مهارت بالا یا عدم هوش هیجانی کافی یا عدم توانایی برخورد و ارتباط صحیح با وقایع روزانه و اتفاقات خوشایند زندگی است .
ولی در نهایت این میشود که تصمیم های نادرست میگیریم و از ان طرف ،رفتار نادرست .
حتی در مورد سوال قبلی که عنوانش  مسافرت های لعنتی بود اگر دوباره بخوانیم  میبینیم مسافرت رفتن به خودی خود خیلی خوب هست ولی چرا اینقدر حس ناخوشایند همراه با درد درونی به اودست میدهد که  همراه اسم مسافرت کلمه لعنتی را همراه میکند درحالی که در حالت عادی نباید این احساس شکل بگیرد .
اشکال در مسافرت رفتن نیست .اشکال از انجایی شروع میشود که فرد مورد نظر توانایی و مهارت برخورد صحیح کمتری داشته با مسافرت رفتن .
همیشه زیاد میخوانیم که در مقابل اتفاقات ناخوشایند و بد زندگی چه رفتار و عکس العملی داشته باشیم ولی کمتر به نحوه برخوردمان با اتفاقات خوب و داشته هایمان و مدیریت انها فکر میکنیم و مطالعه میکنیم .
مثلا اگر عروسی  ،مهمانی یا رستوران میرویم و یا جشن تولد میرویم .کنکور قبول میشویم، بچه دار میشویم و ازدواج میکنیم (خیلیها میگویند بعد از ازدواج همه چیز عادی میشود )و خیلی مثالهای دیگر . اینها همه برای ما حس خوب ایجاد میکنند ،حسهایی که کوتاه مدت و مقطعی هستند و چه بسا کاری هم بکنیم  که این حس های مقطعی و کوتاه مدت بعدش حس بد و ناخوشایند برای ما به وجود بیاورد .
بهترین راه این است که مهارت و هوش هیجانی خودمان را در مقابل اتفاقات خوب زندگی بالاتر ببریم . انوقت فکر کنم در مقابل اثر اتفاقات بد هم  واکسینه میشویم .
 
البته این نظر و برداشت شخصی هست از سوالات و پاسخهای دن اریلی که در متمم خواندم .