Menu
نویسنده مطلب : دانیال عظیمی

مطلب مورد بحث:

مدل کوه یخ در تفکر سیستمی | آیا به تفاوت رویداد و روند توجه دارید؟


اعتیاد از دید روند محور و رویداد محور

فرض می کنیم که شخص x معتاد به شیشه شده است. می خواهیم علت اعتیادش را پیدا کنیم.

چیزی که معمولا اکثر افراد می گویند این است:

فلانی چقدر بد شانس بود. دوست ناباب اش کشیدش سمت شیشه و معتادش کرد.

این دید رویداد محور است.

و اما روند (احتمالی) اعتیاد شخص x  :

این شخص مشکلات روحی و روانی یا احتمالا مشکلات خانوادگی ای داشته است. همچنین احتمالا سرگرمی سالمی نداشته و وارد فضا هایی شده که مصرف مواد و اعتیاد را برایش جذاب جلوه دادند و حالا این فرد فقط منتظر جرقه ای است که زندگی اش را به آتش بکشد. (معتاد شود)

این ساده ترین روندی است که ممکن است پیش بیاید. روندی که وقتی در آن خرد بشویم ریشه ی مشکلات آنرا در اجتماع و فرهنگ و خانواده و آموزش و… می توانیم جست و جو کنیم.

نکته ی جالب برای من، این است که حتی اگر سناریو عوض شود و روند تغییر کند، باز هم ریشه ها تغییر چندانی نخواهند کرد. آن هم به این دلیل که مشکل سیستمی است و با در نظر گرفتن روند می توانیم به خوبی سیستم و مشکلات سیستمی را تشخیص دهیم، در حالی که با دید رویداد محور، فقط مشکلات را در سیستم می بینیم.

مثالی دیگر(روند احتمالی ۲) :

دوست سالم شخص x پسر خاله ای دارد (به نام جک) که به سیگار اعتیاد دارد. یک روز شخص x و جک همدیگر را ملاقات می کنند و شخص x که هیچ آموزشی ندیده و مهارت نه گفتن ندارد، گرفتار کم رویی اش می شود و تا به خودش می جنبد میبیند به سیگار معتاد شده است. مدتی می گذرد و چون شخص x امکان تهیه ی سیگار را نداشته(ترس از اینکه والدینش بفهمند)، با جک ارتباطش را حفظ کرده بوده. روزی از همین روز ها جک به او می گوید که همراه او بیاید تا چند تا از دوستان اش را ملاقات کند و به همین ترتیب شخص x علاوه بر اعتیاد به سیگار، گرفتار دوستان نابابی می شود که نهایتا او را به سمت مواد مخدر و شیشه می کشانند.
(روند احتمالی ۱ محتمل تر و کلی تر است و این روند را به این خاطر نوشتم که شباهت های ریشه ای در این سناریو ها مشخص شود.)