Menu
نویسنده مطلب : سعید رنجبر

مطلب مورد بحث:

ارزش گذاری برند توسط اینتربرند چگونه انجام می‌شود؟


همانطور که گفته میشود فرهنگ یک سازمان تا حدود زیادی متاثر از بنیانگذار آن است،من فکر میکنم آنچه  ارزش یک برند را در آینده تثبیت و سپس تقویت میکند،پایبند بودن به ارزشهای آن است.ارزش هایی که از دل فرهنگ آن سازمان بیرون می آید.

مثال مِرک در صنعت دارو،چه در هنگام عرضه ی دارویی که آخرین مراحل ورود به بازار را سپری میکند،و هزینه های سنگینی برای آن شده است و صرفا بدلیل آنکه در آینده امکان داشتن عوارض بر روی بدن انسان وجود دارد را با وجود پیش بینی از فروش خوب آن،کنار گذاشته میشود.و یا در هنگام جنگ ژاپن آن خدمت را به ژاپنی ها میکند.صرفا به این دلیل که حفظ جان انسانها و ارزش قائل شدن برای آن،در فرهنگ این شرکت جا افتاده است.

 

احترام به مخاطب و مصرف کننده ی کالا شاید در ابتدا هزینه های تحقیق و توسعه و تحقیقات بازار را افزایش دهد،اما برای آینده سرمایه گذاری معقولی خواهد بود.پروکتر اند گمبل وعرضه ژیلت به بازار هندوستان و شناخت مخاطب و سبک زندگی آن(چند روزی کارشناسانش چه در محل زندگی و چه زمان اصلاح صورت با هندی ها زندگی کردند)  و محدودیت های آن (نداشتن آب گرم) را کشف کردند و محصولی به بازار،متناسب با آن محیط عرضه کردند.

 

ارائه ارزش بهتر به مشتری . اگر قرار است در یک حوزه  فعالیت کنم،به جای عرضه ی همه ی محصولات به شکل ناقص،سعی کنم در چند محصول خاص اما کامل حضور داشته باشم.من در این جمله انتشارات آریانا قلم را مثال میزنم که چه در عرضه ی کتابهای روز مدیریت استراتژیک و مدیریت پروژه  و چه  درطراحی و چاپ  کتابها بسیار موفق عمل میکند.

اگر در صنعتی فعالیت میکنم که نقش تکنولوژی و داشتن نوآوری و خلاقیت در آن بسیار زیاد است.شاید تلاش برای بهبود مستمر،و عرضه ی محصولات جدید و کارایی بهتر،توسعه ی محصولات گذشته و ایجاد پلتفرم(همانند اپل) تقاضا برای محصولات  را افزایش دهد و یا حداقل کاهش ندهد.