Menu
نویسنده مطلب : حمید طهماسبی

مطلب مورد بحث:

پشیمانی در تصمیم گیری: کارآفرینی انتخاب من نبود


داستان بسیار بحث برانگیز و قابل اعتنایی است.

به نظر من دو دسته مردم می توانند خیلی موفق شوند:(در سطح کلان)

۱- کسانی که هیچ چیز ندارند(حتی به نان شب محتاج هستند و از دار دنیا یک دست لباس دارند و یک پدر معتاد و یک مادر دارای سرطان و… همین جوری بسط بدید)

مانند:استیو جابز، اپرا وینفری، موسس سایت علی بابا،صاحب whats app و … توی کشور خودمان هم مثال دارد.

۲- کسانی که همه چیز دارند(مادر دکتر، پدر دکتر، برادر مهندس فلان جا، عمو سفیر، پنت هوس و … بسط بدیدددددددددددد)

در ابتدا ریسک پذیری را مطرح می کنم و سپس به سمت تصمیم گیری می روم.

با سرچ ساده در اینترنت مثال های این را هم خواهید دید، صدالبته که تعدادشان از گروه اول کمتر است.

اکثر افراد جامعه ما بین این دو قشر هستند به همین دلیل هم ما انسان های عادی بیشتر داریم. مثال این در بیزنس هم هست توی یک فایل صوتی مربوط به محمدرضا شعبانعلی در رادیو اقتصاد مثالی زد که برای اینجا مناسب است.

گفتند فکر کنید شما حسابدارید، وحسابداری از ساعتی ۱۰ هزارتومان تا ساعتی ۸۰ هزار تومان است. اگر شما کف قیمت را بگیرید همیشه سرتان شلوغ است، حداکثر قیمت هم به همین صورت. ولی اگر یک نفر بگوید ساعتی ۶۵ هزارتومان خوب مشتری میگوید ۱۵ هزرا تومان می گذارم روش می روم با حسابدار ساعتی ۸۰ هزار تومان.

ولی صحبت من حد پیشرفت است. زمانی که شما هیچ چیز ندارید، قدرت ریسک بالای هم دارید.

به عنوان مثال: افرادی که از توی سطل زبال و گوشه و کنار شهر آهن و پلاستیک جکع می کنند. این کار سود بسیار بالایی دارد.یادم می آید که ۵ سال پیش کنار کارگر افغانی بودم که خیلی کار و طرز فکر او را قبول داشتم او برای من نشست سر انگشتی با استدلال قوی حساب کرد اگر از ساعت ۷ صبح از خانه بزند بیرون و این کار را بکند تا ساعت ۸ شب سر ۳ ماه ۱۰۰ میلیون تومان کسب می کند. ولی مشکل او این بود که او هم آنقدر محتاج نبود.

گاهی اوقات ما تاوان کم پول داشتن را هم می دهیم.اگر کلا نداشته باشیم راحت تریم.
داستان استیو جابز و رونالد واین هم از همین دست است.
در مورد تصمیم گیری:

کاملا با این حرف موافقم “درستی هر تصمیم را باید تنها با اطلاعاتی که در آن لحظه موجود بوده، بسنجیم

ولی مطمئنا هر کسی جای ایشان هم بود بی شک ناراحت می بود و کاملا هم حق است.

از آن حایی که ما همیشه بالاخره سر خودمان را با یک دلیلی گرم می کنیم آنقدر ها هم مشکل نیست البته که اگر ایشان در ایران بودند غم این مسئله را خیلی راحت تر به بار می کشیدند چون در بلاد غرب چیزی به اسم توجیه “حتما قسمت نبوده را ندارند” وجود ندرد.

یادم نیست چه کسی این را می گفت :

تصمیم درست از تجربه به دست می آید و تجربه از تصمیم نادرست(این از او جملاتی است که مطمئنا رونالد واین زیاد به خودش گفته)

آنقدر که در این داستان ریسک پذیری برای من پر رنگ است تصمیم گیری نیست و این ریسک بزرگ مطمئنا جیب بسیار خالی و تلاش و اعتماد به نفس بسیار می خواسته که استیو جابز این بزرگ مرد صنعت تکنولوژی داشته است.