Menu
نویسنده مطلب : ابراهیم صیادی

مطلب مورد بحث:

کتاب یادداشت های یک ماشین تحریر عمومی


من هم تو همین زمینه ها یک تجربه به یاد ماندنی دارم که شاید قابل اجرا در خیلی جاها باشه.  یک کلاس زبان می رفتم در گرجستان به مدیریت آمریکایی ها که سبک خیلی متفاوتی داشتند برای آموزش. حدود پنج ساعت بود.  در گوشه کلاس یک صندوق پست بود. هر روز موظف بودیم در زمانهای استراحت نامه برای همکلاسی ها و معلم هامون بنویسیم. حتی شده در حد یک جمله. در پایان کلاس چندین نامه به دستمون می رسید. بعضی هاشون  امضا داشت و در بعضی هاشون نویسنده ناشناس بود. (دوستان مسن تر یادشون هست چه لحظه های  شیرین و لذتبخشی بود وقتی  پستچی می اومد و نامه ای رو می آورد یا وقتی می اومدی خونه می دیدی یه نامه لای در.) ما هم در آخر کلاس واقعا بعد از گرفتن نامه ها و یادداشت ها و خوندن اونها خستگیمون در می رفت.

بعضی از جمله ها:

– تو خیلی آدم مثبتی هستی ولی خنده های تو ما رو گرمتر می کنه.

– ممنونم ازت که اسم میوه مورد علاقه ات رو به ما گفتی.

– من رنگ تی شرتی رو که امروز پوشیدی خیلی دوست دارم.

یک گزارشی هم دیدم امیدوارم جالب باشه برای دوستان. یک عکاس معروف ، یک نمایشگاه از عکسهای گرفته شده توسط مردم از دوربین هایی که برای تست در فروشگاه ها و نمایشگاه ها هست   برگزار کرده بود. عکسهایی متفاوت و دیدنی و بدون رعایت کوچکترین قوانین عکاسی.