Menu
نویسنده مطلب : امیر شاهرخی

مطلب مورد بحث:

کاربردی کردن آموخته‌ها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کرده‌اید؟


وقتی کسی می‌گوید این برنامه آموزشی کاربردی نبود، منظورش چیست؟
خیلی وقت‌ها ما اطلاعاتی را می‌آموزیم و مفاهیمی را درک می‌کنیم ولی هنوز نمی‌دانیم که کجا و چگونه می‌توانیم از این اطلاعات در حل مسئله‌ای استفاده عملی کنیم.
بعنوان مثال یک برنامه‌نویس ممکن است این مفهوم که اشاره‌گر در زبان C آدرس یک متغیر یا یک تابع را ذخیره می‌کند، درک کرده باشد و حتی بتواند نمونه‌ای از آن را نشان دهد، ولی دیدی نداشته باشد که این قابلیت چه کاربردی دارد.
انتظار ما از یک دوره کاربردی چیست؟ چه وقت می‌توانیم بگوییم آموزش، کاربردی بوده است؟
از نظر من، آموزش وقتی کاربردی آن است که علاوه بر آموزش مفاهیم، مرا با مواردی از استفاده عملی آن آشنا کند و پس از اتمام دوره من بتوانم استفاده از این مفاهیم را به سایر موارد نیز تعمیم دهم.
معلمی که می‌خواهد آموزشش کاربردی باشد، چگونه می‌تواند به این هدف نزدیک شود؟
با آنچه از دوران دانشگاه به‌خاطر می‌آورم، فکر می‌کنم بهترین راه برای کاربردی شدن آموزش، ارایه مثال‌های عملی از مطلب مورد آموزش و خواستن تمرین‌های عملی مرتبط از دانش‌آموختگان و دانشجویان است.
البته پیشنیاز این مسئله آن است که معلم یا استاد کاربرد عملی مفاهیم مورد آموزش را خود تجربه کرده باشد.
به عنوان مثال در برخی دروس دانشگاهی مانند مدار منطقی و معماری کامپیوتر اساتیدی داشتیم که خودشان در همان زمان در زمینه طراحی مدارهای منطقی کار می‌کردند و البته آموزششان همراه با مثال‌ها و تمرین‌های عملی فوق‌العاده‌ای بود که بعدها نقطه قوت ما شد. در مقابل اساتیدی هم بودند که مطالبی را آموزش می‌دادند و البته به نظر می‌رسید خودشان هم تسلطی به کاربردش ندارند.