Menu
نویسنده مطلب : مریم رئیسی

مطلب مورد بحث:

تفاوت مشکل و مسئله چیست؟ منظور از تبدیل مشکل به مسئله چیست؟


چندروز پیش این مطلب از محمدرضا رو که در مورد همدلی هست مرور می‌کردم؛ و دیروز این درس رو که خوندم و کمی به تجربیات خودم و آدمهای اطرافم فکر کردم چند نکته به ذهنم رسید: به نظرم یکی از موارد مهمی که کمک می‌کنه ما در هر جایگاهی که هستیم, چه در زندگی شخصی و چه کاری, بتونیم وجود مشکل رو تشخیص بدیم و به مسئله تبدیلش کرده و براش راهکار مناسب در نظر بگیریم, اینه که هوش هیجانی بالایی داشته باشیم. و مخصوصا داشتن همدلی که طبق گفته‌ی محمدرضا, محوری است که بخش اعظم هوش هیجانی حول اون شکل گرفته, می‌تونه خیلی کمک کننده باشه. به طور مثال اگر در فروش مشکل داریم و یا همکاران انگیزه ندارند, فردی که همدلی پائینی داره به سراغ تجربیاتش از مسئله‌های استاندارد میره و میخواد که مشکل رو به همون مسائل ترجمه کنه و با روشهایی که باهاشون آشناست و بهشون تسلط داره, حلش کنه. اما فردی که همدلی بالایی داره, از نگاه مشتری و یا کارکنان میتونه به قضایا نگاه کنه و احساساتشون رو تا حد زیادی بفهمه و درک کنه, و در نتیجه مشکل رو بهتر می‌تونه تعریف و تحلیل کنه و راهکارهای بهتری ارائه بده. جمله ای که در پیام اختصاصی امروز بود هم به نظرم به همین بحث مربوطه و خواندنش خالی از لطف نیست: “همدلی یک ماده‌ی حلال همه کاره است که هر مشکلی را در خود حل می‌کند.” سایمون بارون کوهن 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟