Menu
نویسنده مطلب : امینه علی محمدی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


اگر میزان تواناییو یک طیف پیوسته در نظر بگیریم به این صورت بازه بندی میکنم:
۰-۵ : ضعیف
۵-۱۰ : متوسط
۱۰-۱۵: قوی
 
۱.تشخیص رنگ: در بازه قوی با نمره ۱۴
باتوجه به اینکه آزمون محدودیت زمانی نداره و علاقه زیادی که به رنگ ها و ترکیب و تلفیق انواع طیف رنگی دارم فکر میکنم قدرت تشخیص بالایی در این زمینه دارم. البته با اسامی رنگهای مختلف آشنا نیستم.(دانش کافی ندارم) فقط از جنبه بصری قدرت تشخیص دارم.
۲.استعداد موسیقی: در بازه متوسط با نمره ۸
قبل از انجام آزمونهایی که در سایت معرفی شد تصورم این بود که استعداد ضعیفی دارم. اما با انجام اون دو آزمون که در یکی نمره کامل آوردم و در دیگری نمره میانگین – متوجه شدم که استعداد نرمالی در این زمینه دارم و البته از سه قسمت مربوطه در تفکیک فرکانس کمی ضعیف تر هستم و نمره ۷ میگیرم.
۳.سیلوگرام: در بازه قوی با نمره ۱۲
تنها مدرکی که برای تشخیص این استعداد دارم زمان دانش آموزی و دانشجوییمه که معمولا سرعت یادگیری عربی و زبان انگلیسیم خوب بود. همینطور مبحث گرامرو که دراین دوتا زبان وجود داره خیلی کم به صورت قانونمند یاد گرفتم و همیشه بصورت غریزی با توجه به زیبایی جملات و حافظه شنیداریم انجام میدادم.
۴.استقرا: در بازه قوی با نمره ۱۴
اینو از روی پیدا کردن شباهتها در روابط انسانی متوجه شدم. به صورت خودآگاه و ناخودآگاه هربار که شرایط انسانها رو میبینم شباهت های زیادی بین موضوعات مختلف و اتفاقاتی که برای هرکس میفته در انسان های دیگه پیدا میکنم. چه برای خودم و چه برای دیگران. چه این اتفاقات به طور همزمان افتاده باشند چه با فاصله زمانی. حتی جزییات این موارد هم میتونم در مقام قیاس باهم تطبیق بدم( البته کاملا به صورت اختیاری نیست. حافظه م به این سمت میره و این مواردو برای نگهداری انتخاب میکنه) این استعداد بهم کمک میکنه گرد بودن دنیا و حوادثشو خیلی بیشتر از تعداد زیادی از انسانها بفهمم.
۵.تجسم فضایی: در بازه ضعیف با نمره ۳.۵
معمولا در حل مسایلی که نیاز به تجسم فضایی داره استهلاک ذهنی زیادیو تجربه میکنم و در مواردی هم بعد از این تلاش به نتیجه نمیرسم. نمره نقشه کشیم در دانشگاه هم خوب نبود.
۶.خواندن سریع: در بازه ضعیف با نمره ۱.۵
این معضل همیشگی من بوده از مدتها قبل که آسیبهای فراوانی هم بهم وارد کرده. همیشه در امتحانات دانشگاه و آزمونهای مختلف دانشگاهی و کنکورها و حتی با وجود آمادگی زیاد گاهی فرصت اتمام آزمونو نداشتم. چه برسه به اینکه بتونم یکدور مرور کنم جوابامو.
۷.نگاه به جلو: در بازه قوی با نمره ۱۳
با شناختی که از خودم دارم در شرایط سخت بهترین عملکردمو نشون میدم و میتونم به خودم انگیزه و روحیه بدم و به جلو و نتیجه ش – یا اگر باشه به هدف مقدسی که برای انجام کاری دارم- فکر کنم. ولی در شرایطی که همه چیز عادیه و هیچ چالشی وجود نداره معمولا خیلی ضعیفتر عمل میکنم.و زمان هایی هم که فشار از همه طرف اونقدر زیاد باشه که روحم مستهلک شه هم گاهی خسته میشم. برای همین یک حاشیه ای رو نسبت به نمره عالی در نظر گرفتم.
۸.تحلیلی : در بازه قوی با نمره ۱۰.۵
من آدم منظمی هستم و اینکه مسایلو کاملا شهودی و به سرعت انجام بدم برام کار سختیه. اما اگر برای فهم مسیله بهم زمان داده شه خیلی خوب میتونم از عهده این کارها بربیام.
۹.کار با اعداد: در بازه متوسط با نمره ۹.۵
این قسمت سه شاخه مجزا داره که چون سطح توانم در سه تاش متفاوته به صورت جدا استعداد خودمو در هرکدوم تعیین میکنم:
سری عددی: سوالی که در این زمینه دارم اینه که سرعت چقدر در این استعداد مهمه؟ من فرض میکنم که سرعت در بالاترین معیارها قرار نداره. بنابراین در این استعداد بین قوی و متوسط قرار میگیرم. هربار که تست های هوش مربوط به رابطه اعدادو حل میکنم – اگر درجه سختی زیادی نداشته باشن- معمولا میتونم رابطه رو تشخیص بدم- البته با صرف زمان کوتاه نه خیلی سریع- نمره ۹
بازی با اعداد: این استعداد هم در جایگاه متوسط قرار میگیره. هنوز به این تشخیص نرسیدم که توقعم از خودم زیاده یا اینکه واقع بینانه نگاه میکنم. ولی با فرض واقع بینی به خاطر اینکه سرعت عمل بالایی در بازی با اعداد ندارم به نظرم نمره ۷.۵ واسم مناسبه.
حافظه عددی: موارد زیادی بوده که من عددیو دیدم یا شنیدم و در ذهنم سپردم و تونستم تا مدتی اونو به خاطر بسپرم. این خصوصیات از سنین کمتر در من وجود داشته. متاسفانه فکر کنم به خاطر تکنولوژی این قسمت از ذهن و استعدادم دچار تنبلی شده و افت کرده. اما همچنان اگر در موقعیتی قرار بگیرم که لازم باشه عددیو به خاطر بسپرم این تواناییو در سطح مطلوبی دارم. به این استعداد نمره ۱۱.۵ یا ۱۲ میدم.
به صورت برآیند استعداد کار با اعدادم تقریبا ۹.۵ میشه. مرز بین قوی و متوسط. ولی احتمالا چون از ریشه این استعداد هوش ریاضیه و این هوش هم چندان قابل ارتقا نیست خیلی نمیتونم استعدادمو به بازه قوی ببرم.
۱۰.حافظه طراحی: در بازه قوی اما نه چندان با نمره ۱۰.۵
میتونم نقشه کلی با جزییات محدودو در خاطرم بسپرم.ولی جزییات به طور کامل در ذهنم نمیمونه. و دلیلش اینه که دقتم به محیط اطراف کمه.از دلایل دیگه ای که فکر میکنم در سطح بالایی نیستم اینه که ربط ظریفی به تجسم فضایی داره و من در این استعداد واقعا ضعیفم. و خب با تمرین هایی که در بعضی کتابها دیدم و مشابه نمونه آزمایش اوکانر بود حدس میزنم در این آزمایش هم در سطوح دشوار گیر میفتم و قادر به رسم کامل شکل نیستم.
۱۱.لبریز از ایده: در بازه متوسط با نمره ۶
خیلی انسان مملو از ایده ای نیستم و معمولا در این مواقع سعی میکنم تقلید کنم یا گوش بدم و یاد بگیرم. تا اینکه خودم چیزیو خلق کنم. شاید هم در محیطش قرار نگرفتم.
۱۲.تسلط کار با انگشتان: در بازه متوسط با نمره ۸.۵
البته درباره این نمره چندان مطمین نیستم. چون در شرایطی قرار نگرفتم که مجبور به استفاده از این استعداد بشم. اما با توجه به همین اشاره ای که درباره بازی جنگا در درس شد، میتونم خودمو جزو متوسط های برت  قرار بدم.
توضیح تکمیلی:
به هر حال با هرکدوم از این استعدادها تازه آشنا شدم و ممکنه بعد از گذشت زمان و قرار گرفتن در شرایطی متوجه شم که سطوح بالاتری از بعضی استعدادها در من وجود داره.
نکته دیگه اینکه این تحلیل بنظرم وابستگی زیادی به افرادی که در محیط زندگی شخص حضور دارند داره. مثلا ممکنه من در بعضی از استعدادها در کنار افراد بسیارقوی قرار داشته باشم ( مثل استعدادهای مربوط به ریاضی و تجسم) و خودمو با اونها بسنجم و نمره کمتریو به خودم اختصاص بدم. ولی در استعداد دیگه ای دربین انسانهایی با توانایی کمتری از خودم- با فاصله- قرار گرفته باشم و خودمو خیلی قوی فرض کنم.همونطور که در موسیقی فکر میکردم ضعیفم ولی با آزمونهای ارجاع داده شده متمم فهمیدم استعداد متوسط رو به قوی دارم.
یک ای کاش هم در روحم ایجاد شد برای سیستم آموزشی کشورم که کاش خیلی پیشتر از اینها این ارزیابی استعدادها در سنین پایین تر اجرا میشد تا در مسیر زندگی موفقیت های بیشتریو بچشیم و این خطاهایی که در تحلیل خودمون ذکر کردم هم کاهش محسوسی پیدا میکرد.