Menu
نویسنده مطلب : سروایور

مطلب مورد بحث:

درد از دست دادن | مثالی از دن اریلی برای نظریه دورنما


برای من که تازگی در سی سالگی برای اولین بار با واقعیت مرگ عزیزانم رویرو شدم شاید ارتباط جالبی باشه : زندگی شاید ان جشنی نباشد که انتظارش را داشته ای اما حالا که هستی خوب برقص و لذتشو ببر :)

شاید اگر نگاهم به زندگی این باشه که : کسی قول نداده همه ی داشته هام رو (از جمله خانواده و دستاورد های مالی و سلامتی)  برام نگه داره .. و نگاهم رو تبدیل به نگاهی بکنم که از داشته های موجود و فرصت های موجود نهایت استفاده رو میکنه و نهایت لذت رو میبره زندگی بهتر و مفید تر و زندگی تری داشته باشم.

به زبان های مختلف در ادیان مطرح شده که رنج، محصول تعلق به مادیاته .. درد از دست داشتن چیزی که اونو متعلق به خودمون میدونیم .. چیزهایی که هیچ تضمینی برای وجود و دوامشون وجود نداره

نگاه جایگزین : مثل موزه که میری و هرچی میبینی رو سعی میکنی بفهمی یا ازش لذت میبری ..  به زندگی و بازیهای زندگی هم همین نگاه رو داشته باش