Menu
نویسنده مطلب : وحید مهدوی

مطلب مورد بحث:

کفش‌هایم کو؟ (بررسی روش های حل تعارض)


داستان تعارض: یکی از کارشناس های کلیدی واحد تولید نرم افزار شرکت درخواست ارتقا خارج از چهارچوب قانونی شرکت رو داشت. ایشون درخواستشون رو با مدیر منابع انسانی مطرح کردن و توضیح دادن با توجه به تعدد پروژه هایی که دردستشون هست و مسئولیت های متعددی که دارن یا براشون ۲ نفر نیرو بگیرن تا ایشون سرپرست بشن یا اینکه رقم حقوق ایشون باید تقریبا دوبرابر بشه یا اینکه با استعفا ایشون موافقت کنن. مدیر منابع انسانی هم با این موضوع مخالف بود و روش مذاکره با اهرم فشار رو نمیخواست به رسمیت بشناسه. پس از مشورت با مدیرعامل قرار بر آن شد تا با افزایش حقوق موافقت بشه و در ضمن به طور محرمانه بنا بر آن شد تا با اضافه کردن همکاران جدید و سبک کردن کار آن کارشناس سال بعد قراردادی باهاشون امضا نشود.

تکیه بر حق: مدیر منابع انسانی با تاکید بر رویه های موجود  شرکت می گفت ایشون برای ارتقا باید صبر کنن. از لحاظ قانونی هم با ما قرارداد دارن و باید به تعهداتشون پایبند باشن.

تکیه بر قدرت:  کارشناس واحد تولید نرم افزار هم به خوبی از نقش کلیدی خودش در پروژه های شرکت خبر داشت و می دونست در کوتاه مدت امکان کنار گذاشتنش وجود نداره. با توجه به همین موضوع و از اونجایی که خودش رو صاحب حق می دونست و خودش رو با افراد کم تلاشی که هم اندازه اون حقوق می گرفتن مقایسه می کرد. این درخواست رو مطرح کرد.

تکیه بر منافع: به نظر من منافع کلان سازمان رو مدیران ارشد بهتر و درست تر درک می کنند. کارشناسان و مدیران میانی معمولا درگیر رویه ها و فعالیت های روزمره و کوتاه مدت هستند و دید محدود و جزئی نگر نسبت به مسائل دارند. مدیرعامل شرکت با یک دید کلی منافع حضور کارشناس رو  بالاتر می دید. در حین اینکه برای جلوگیری از بدعت گذاری در شرکت هم فکری کرده بود.