Menu
نویسنده مطلب : امیر مسعود صابری

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی | موفقیت سهم موفق‌هاست


راستش من وقتی این درس رو خوندم خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا در سیستمها چنین اتفاقی میافته و امیدوارم در مورد نتیجه ایی که گرفتم ، دوستان گرامی و بویژه استاد گرامی جناب اقای شعبانعلی راهنمایی فرمایند.

من فکر میکنم وقتی یک فرد یا یک پروژه یا یک سازمان ، به یک موفقیت یا شکست اولیه در سیستم پیرامون خودش میرسه، این شکست یا موفقیت باعث ایجاد یک خاطره در ذهن سیستم میشه. طبیعیه که سیستمها برای ادامه بقاء و فعالیتهاشون باید انرژی صرف بکنن و طبیعیه که سعی میکنن در موقع انتخاب و تصمیم گیری تا حد امکان انرژی کمتری مصرف کنن واسه همین موقع انتخاب، سراغ خاطرات بخصوص خاطرات جدیدتر میرن.

خاطره به المانهای سیستم میگه که کدوم فرد یا کدوم پروژه یا کدوم شرکت حداقل یک تجربه موفق یا ناموفق داشته و بر اساس اون خاطره سریعا تصمیم گیری میکنه که مثلا کدوم فرد را رد بکنه یا کدوم فرد رو انتخاب بکنه. چون سیستمها نمیخوان در حالت ابهام یا برزخ باقی بمونن و باید سریعا تصمیم بگیرن.

این خاطره فقط در ذهن سیستم شکل نمیگیره بلکه حتی در ذهن خود فرد یا سازمان یا طراحان پروژه هم شکل میگیره و مبنای رفتارها و انتخابهای بعدی اون هم میشه که به تقویت این ارکتایپ سیستمی کمک میکنه.

همانطور که در درس گفته شد، مشکل و شاید فرصت عالی از اونجایی شروع میشه که بتدریج منابع کمتر یا بیشتری از طرف سیستم به اون خاطره اولیه تخصیص داده میشه و یواش یواش یک ریل گذاری نامرئی ایجاد میشه . ریل گذاری که یک نفر حتی ممکن است به صورت ناخودآگاه در یک مسیر موفقیت یا شکست قرار میگیرد.

مثالهای بسیار عالی رو دوستان متممی ذکر کردن و من برای جلوگیری از اطاله کلام مثال دیگری مطرح نمیکنم. اما نکته بسیار مهمی که فکر میکنم باید از این درس در زندگی روزمره یاد بگیریم اینه که ایجاد اولین خاطرات مثبت یا منفی از ما در بین سیستمهای اطراف خودمون نقش بسیار تعیین کننده ای دارند و باید خیلی مواظب اولین برخوردهامون باشیم. این خاطره اولیه میتونه رفتارها و اقدامات ما و حتی سوابق کاری و رزومه ما باشه که برای استخدام به جایی ارسال میکنیم.

ببخشید که طولانی شد.