Menu
نویسنده مطلب : محمد وفایی

مطلب مورد بحث:

تعریف سیستم و تفکر سیستمی


سیستم و تعریف آن به نظر کار بسیار ساده‌ای است، اما وقتی وارد جزییات می‌شوی می‌بینی پاسخ آن‌قدر هم ساده نیست.

برای من نکات زیر جالب بود:

۱-

بسیاری از شرکتها و سازمانها، مجموعه‌ای از دپارتمان‌ها هستند نه یک سیستم سازمانی.

اگر تعامل داشتن یا نداشتن را بررسی کنیم این جمله صحیح است همانطور که بسیاری از جوامع مردمی و خانواده‌ها در یک قوم و … همین وضعیت را دارند. از این لحاظ که تعامل لازم را با هم ندارند. حتی بسیاری از خود ما به‌عنوان بخشی از سیستم کشور یا ملت نمی‌خواهیم تعاملی داشته باشیم.

اما اگر سیستم بودن یا نبودن را با  تاثیر گذاشتن و تاثیرپذیری حتی همان شرکت‌ها و سازمان‌ها و همه دیگر مجموعه‌های مشابه سیستم هستند. زیرا خواه‌ناخواه و بدون اینکه بخواهیم از دیگران تاثیر گرفته و بر آن‌ها تاثیر می‌گذاریم. تصمیم و رفتار هر دپارتمان هرچقدر هم مستقل روی سایر دپارتمان ها تاثیر گذار است و‌بالعکس.

۲-

رفتار سیستم، این رفتار، چیزی فراتر از ویژگی‌ها یا تغییرات یک بخش خاص است و از ترکیبِ تعامل همه‌ی اجزا تشکیل می‌شود

هرکدام از ما اگر از سیستمی گله داریم که درست نیست، باید در نظر داشته باشیم که خود ما هم بخشی از این سیستم هستیم. رفتار درست یا غلط این سیستم هم از ترکیب همه اجزا از جمله خود ما تشکیل می‌شود. پس اصلاح رفتار خودمان می‌تواند اولین قدم در اصلاح رفتار سیستم باشد.

۳-

بسیاری از راه‌حل‌های غیرسیستمی از آنجا ناشی می‌شوند که ما مرزهای سیستم خود را بسیار محدود تعریف می‌کنیم.

وقتی ما برای حل یک مسیله فقط به این فکر می‌کنیم که شرایط خود ما چه خواهد بود قطعا در این دام افتاده‌ایم. وقتی من به دنبال خرید دلار برای فروش گران‌تر هستم، وقتی من به دنبال گران‌تر فروختن کالا یا خدمت خود به هر شکلی هستم. وقتی…

۴-

البته همه می‌دانیم که این ما هستیم که به عنوان تحلیل‌گر و ناظر برای سیستم هدف تعریف می‌کنیم.

وقتی در تعریف موفق بودن یا نبودن یک سیستم با شخص دیگری مجادله می‌کنیم، وقتی در مورد درست عمل کردن یا اشتباه یک مدیر یا مسیول و … بحث می‌کنیم، خوب است ابتدا برای خود روشن کنیم که آن سیستم چه هدفی دارد.

بسیاری از سیستم‌ها که از نظر ما کارکرد اشتباهی دارند، اتفاقا از نظر مدیران و تصمیم‌گیران کارکرد کاملا صحیحی دارند. زیرا هدف سیستم از نظر آن‌ها با ما فرق دارد. سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و …

۵-

از نظر تئوری، تنها سیستم بسته‌ی واقعی کلِ جهان است که دیگر چیزی در بیرون آن نیست که با آن تعامل داشته باشد

اتفاقا از نظر عملی باید همه سیستم‌ها را باز در نظر گرفت. مگر می‌توان سیستمی را یافت که هیچ تعاملی با دنیای اطرافش نداشته باشد؟

مگر آن‌که ما برای سادگی تحلیل و تصمیم‌گیری برای آن مرز در نظر بگیریم. که هرچه این مرز کمتر محدود شود تصمیم و تحلیل صحیح‌تر خواهد بود.