Menu
نویسنده مطلب : محسن رضایی

مطلب مورد بحث:

پرورش استعدادها - داشته های من چیست؟


باسلام.

تسلط بر افکار و اعمالم و به هم نخوردنم.(البته در قبال پدرو مادرم این قدرتم کمتره) در بدترین شرایط حواسم هست کی هستم کجام و چکار باید بکنم.یادم میاد بچه بودیم تو زمین فوتبال که ۲۲ نفر بودن و ما هم تماشاچی ،تیم حریف با تیم هم محلی ما دعواشون شد.خلاصه مثل این فیلم های جنگی هرکی دم دستیشو می زد.وسط معرکه یکی ازون ها بد جور کتک خورد ظاهرا می خواست بیهوش بشه من رفتم براش آب آوردم.بعد دعوا کسانی که دیده بودند با حالت تعجب و تمسخر ازش یاد می کردن…

استعداد در مطالعه طولانی مدت.یعنی اینکه پیگیر یک موضوع شدن و زوم کردن و خوندن و خوندن…

استعداد در شفاف کردن و دیدن تناقضات در رفتارو کردارو گفتار دیگران و ایضا خودم.ندیدم در بحث کسی فریبم بده با مغالطه و…

استعداد در دیدن بی نظمی و بی تعادلی .بخاطر فضای ذهنیم و عصب های چشم هام  و…بعضی وقت ها شاید نتونم توضیحش بدم.که البته کم پیش میاد.مثلا در تشخیص خط خوب و نقش خوب و…نظر میدم بعد یکی که تخصص داره می گه آره این به  خاطر فلان علته.

استعداد دریک جا مانی و کلافه نشدن.نمی دونم چرا اینقد تو زندگی انتظار کشیدم.پشت در موندن و…سازگاریم خیلی بالابوده.

استعداد به کار نگرفتن استعداد هام.مثلا استعداد هماهنگی بین ذهن ودیگر اعضای بدن که خروجیش می شه  خوب نقاشی کشیدن ،خوش نویس بودن،خیلی زود در فعالیت های ورزشی شاخص شدن و…ولی نه نقاش شدم نه خطاط و نه ورزش رو به خوبی ادامه دادم.سخته بخوام به محرومیت های محیطی ربطش ندم.مثلا سالن تمرین بدمینتونمون کفش موزاییک بود ولی تا مقام دوم کشوری می رفتیم! و بعد همون سالن موزاییکی هم دیگه نبود و…با خودم که فکر می کنم چرا بکار نگرفتم استعداد هام رو می تونم به  نگاه رو به جلو نداشتن ربطش بدم.فقط بودم! بدون هیچ هدفی.هرگز به یاد ندارم بگم من الان در نقطه یک هستم و قراره برم در نقطه پنج با این برنامه و این طرح و…ولی همون که بودم خیلی خوب بودم!  مثلا مطالعه زیاد می کردم ولی برای حال و فهم.نه اینکه بگم این سیر مطالعاتی  رو در نظر بگیرم.به قول دکتر هولاکویی  در کودکی خواندن رو باید یادگرفت.در بزرگسالی باید خواند که یاد گرفت.ولی من کودکی رو به بزرگسالی کشوندم در این زمینه ظاهرا.یعنی بیشتر خوندن برای خوندن تا خوندن برای  در یک چهارچوب مشخص بودن و حرکت کردن.

تقریبا در تمام موارد بالا مایه های ژنتیکی وجود داره.مثلا استعداد ورزشی.خونه یکی از دوستان بودیم.برادرزاده اش قدش اندازه ارتفاع سه تا توپ فوتبال بود دقیقا مثل روبرتو کارلوس شوت می زد.هرچی فکر می کردی می دیدی فقط باید تو شکم مادرش تمرین کرده باشه! این بچه اینقد قشنگ و به جا شوت می کرد.یا مثلا پسر دوستم کلاس دومه اگه بگم بعضی کلمات رو از محمدرضا خوش تر می نویسه باورتون نمیشه(خط محمدرضا ،زیرا که همه خطش رو دیده ایم :)  )  دوتا مثالی که زدم مال زمین همسایه بود! ولی خودمم ظاهرا با میله ی گهواره بارفیکس می رفتم! و…