Menu
نویسنده مطلب : آرش پوربختیاری

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


ابتدا با ذکر یه خاطره می خواستم شروع کنم:

یادم می آید زمانی که درسم تازه تمام شده بود همزمان با شروع فعالیتهای شرکتهای نفتی اروپایی در ایران و در منطقه عسلویه بود و من همیشه دوست داشتم که در این شرکت ها کار کنم.پس از اتمام درس ، مشغول گذراندن دوره های مهندسی شبکه MCSE و همزمان کار در یک شرکت ارایه دهنده خدمات مهندسی بصورت نیمه وقت بودم. پس از اتمام دوره مهندسی شبکه و پیشنهاد کاری در شرکتی مهندسی که تخصص شبکه داشتند آغاز به کار نمودم. پس از گذشت چند ماه از آغاز کار ، با پیشنهاد کاری از یکی از آن شرکتهایی که همیشه دوست داشتم در آنجا کار کنم مواجه شدم و پس از انجام مصاحبه ، قرار شد به عنوان مدرس دروس کامپیوتری مشغول به کار شوم. یادم می آید که همون روز خیلی خوشحال شدم و احساس غرور می کردم. بعد از آن کار کردن در یک محیط جدی ، طبق مقررات، خیلی صمیمی، یک کار کاملا حرفه ای و اینکه کلیه دوره ها می بایست به زبان انگلیسی برگزار می شد یه کم سخت بودولی به سرعت خودم رو با محیط جدید همسان نمودم و تونستم ضعف های کاریم رو از بین ببرم. این در حالی بود که از نگاه اطرافیان و همکلاسی های خودم در آن برهه آدم موفقی بودم که کمتر از ۱ سال از پایان درسم تونسته بودم در آن شرکت مشغول بکار بشم. این قضیه ادامه داشت تا به کار جدید مسلط شدم و بعد از آن این پرسش مرتبط به ذهنم می رسید که ” آیا این همون چیزیه که من دنبالش می گشمتم و اینکه اگرمیخواستم کامپیوتر درس بدم چرا رفتم صنایع خوندم ؟”

به نظرم موفقیت فقط یه نقطه نیست که بعد از رسیدن به آنجا بگیم خوب دیگه آدم موفقی شدیم . موفقیت مثل بالا رفتن از یه پله و یا یه کوه می باشه که بعد از بالا رفتن از اون دوست نداری به پله پایینی برگردی و دوست داری با تمام قوا سعی در ادامه مسیر و رسیدن به قله و کسب تجربه های جدید را داشته باشی و چه بسا سختی ها و اتفاقاتی که در مسیر صعود داری بسیار شیرین تر از رسیدن به بالای کوه وفتح قله است.