Menu
نویسنده مطلب : مرتضی عبدالله زاده

مطلب مورد بحث:

یک تمرین کوتاه اما اثربخش برای تسلط کلامی


کتاب: خیره به خورشید/ اروین یالوم/ مهدی غبرایی/ مشهد، نیکو نشر

دلیل مطالعه: علاقه داشتن به آثار نویسنده

احساس پس از مطالعه: خوشحالی، آگاهی و انگیزه

“به دو چیز نمی توان خیره نگریست؛ خورشید و مرگ” (لا روشفوکو، نویسنده  فرانسوی)

بعد از پایان خواندن کتاب، خیلی خوشحال بودم که آن را خوانده ام. حس کردم که چه قدر فرصت ما در این دنیا کم است، و باید تا آن جا که می توانم در این مدت از زندگی ام نهایت بهره را ببرم؛ با پرداختن با علایق خود و پرهیز از زندگی نیازموده؛ با “خود” بودن و رهایی از آن چه دیگران درباره ام فکر می کنند یا من گمان می کنم درباره ام می اندیشند؛ با تلاش برای “موج زدن” و این که تأثیری بر دیگران بگذارم و چیزی بسازم؛ با برقراری روابط عمیق انسانی و نیز دیگر راه هایی که در متن کتاب برای غلبه بر هراس از مرگ توصیه شده اند و می توانم از همین الآن آن ها را در زندگی خود به کار ببرم.

نویسنده معتقد است زندگی واقعی از آن جا شروع می شود که “مرگ آگاه” شویم و بسیاری از بیماران سرطانی را مثال زده است که پس از اطلاع از این که مرگشان نزدیک است، زندگی شان زیر و زبر شده و در همان مدت باقیمانده هم آن را پربار و پرمعنا کرده اند. سپاسگزار هم بوده اند که سرطان باعث درمان روان رنجورشان شده است.

در طول مدتی که کتاب را می خواندم، گاه و بی گاه این سؤال را از خود می پرسیدم که تا کنون، مرگ چه قدر دغدغه من بوده است؟ چه قدر به آن فکر می کرده ام؟ و دوران کودکی خود را می کاویدم تا دریابم نخستین تصویرم از مرگ چه بوده است؟ و آرام در درونم زمزمه می کردم که آیا تو هم باید با مرگ رو به رو شوی تا به خودت بیایی؟

فکر مرگ و آگاهی از آن نجات بخش است و باعث می شود که نه طعم گران بهای هر دم و لذت محض زنده بودن آن را بچشیم، بلکه بر شفقت ما نسبت به خودمان و سایر آدمیزادگان بیفزاییم.