Menu
نویسنده مطلب : علی قربان‌پور

مطلب مورد بحث:

بی انگیزگی و فرسودگی ناشی از اقدام‌های هم‌زمان


تا اینجا بحث بر سر تفهیم موضوع initiative fatigue بود. باید بیشتر پیش بریم و با راهکار های مبارزه با این bug آشنا بشیم.

من دقیقا به یاد دارم سال پیش همچین روز هایی ۸ صبح درس خوندن رو تو کمپ مدرسه آغاز میکردم تا ساعت ۲۲:۳۰ ( البته استراحت هم داشتم طبیعتا ) سپس برمیگشتم خونه و شامی میخوردم و باز می رفتم سراغ درس و تا جون داشتم ادامه می دادم. و روز بعد به همین منوال… اوج تلاشم بود و حقا خوب کار کردم تا این که پس از مدتی تو اردیبهشت ماه بود که این فرسودگی رو تجربه کردم. با این که می دونستم دقیقا چه وظیفه ها و اقدام هایی باید و می تونم انجام بدم تن و حوصله انجامشون رو نداشتم و خیلی بیخیال ولی نگران شده بودم. هرچند خودم رو جمع و جور کردم پس از مدت کوتاهی اما دیگه با اون شدت نتونستم درس بخونم.