Menu
نویسنده مطلب : آتا ناصر

مطلب مورد بحث:

مهارت های مذاکره | در چه شرایطی مذاکره و چانه زنی مناسب نیست؟


مثال تمرین اول: در زمان بستن بودجه سالانه واحد سازمانی اطلاعات پایه و اولیه به نحوی بود که در مجموع وضع ما بهتر بود و نیاز به چانه زنی و مذاکره با سازمان مرجع احساس نمی شد. رئیس ما روابط خوبی با سازمان مرجع داشت لذا از ما خواست که جلسه مذاکره قبل از نهایی سازی کامل بودجه را با سازمان مرجع بدهیم. نظر من موافق نبود چرا که بدلیل پیش گفته معتقد بودم که نیازی به مذاکره نیست و اعلام پذیرش نظر سازمان امتیازی برای ما محسوب می شود که در زمان خود می توانیم از آن استفاده کنیم . مثلا در پایان سال و در زمانی که گزارش کسری ها را می خواهند میتوانیم مبلغی نیز اضافه تر از بودجه فعلی بگیریم. رئیس با اتکاء به حسن روابط خود به مذاکره اصرار کردند و در جلسه مذاکره نه تنها مبلغی به بودجه ما اضافه نشد بلکه زمینه یک دلخوری فی مابین نیز به وجود آمد که در پایان سال نیز به ضررمان تمام شد.

مثال تمرین دوم: در جریان آموزش سربازی به دلایل پزشکی من ۸ روز تاخیر داشتم و این موضوع مورد قبول فرمانده گروهان و حتی گردان نبود و قرار بود در پایان دوره تصمیم خودشان را که حتی ممکن بود به تجدید دوره ختم بشه را اعلام کنند. از دفتر تیمسار برای ملاقات عمومی وقت گرفته بودم که هفته ایی یک روز بود و با کلی متقاضی. یک روز در حال تمرین بودیم که تیمسار برای بازدید سرزده آمدند. خدا خواسته موقعیت به نحوی شد که دقیقا بالای سر من که در حال نشانه گیری با اسلحه بودم آمدند. سوالاتی راجع به دوره و کیفیت آموزش ها پرسیدند. فرصت را غنیمت دانسته و در پایان پاسخ سوالاتشان به کمبود روحیه ام اشاره کردم و در مقابل سوال ایشان از دلیل آن به موضوع غیبت استعلاجی و عدم پذیرش مسئولین و اینکه بدتر از آن بلاتکلیفی موضوع اذیتم می کند اشاره کردم . ایشان نیز سوالاتی راجع به موضوع ازم پرسیدند و نهایتا به فرمانده دستور دادند که تا آخر هفته نظر یگان را با نظر کاملا مساعد اعلام کنند. نظر اعلامی هم ۱۵ روز اضافه خدمت بود که با توجه به احتمال تجدید دوره تصمیم بسیار خوبی برای من بود. من فکر می کنم اگر این مذاکره را موکول به ملاقات عمومی می کرد و تازه اگر این ملاقات قبل از اتمام دوره آموزشی انجام می شد بعید بود این نتیجه حاصل شود.