Menu
نویسنده مطلب : اعظم دانش

مطلب مورد بحث:

کارآفرینی با ده هزار تومان


سلام به همه دوستان

یادم میاد دوران دانشجویی بوفه دانشکده  رو خیلی دوست داشتم و یکی از فکرهام این بود که با چند تا از همکلاسیها  اجاره ش کنم و در رویاهام کلی ایده واسه اداره کردنش داشتم ولی یه عالمه اما و اگر تو ذهنم میومد و بیشترین چیزش ترس از قضاوتهایی بود که می ترسیدم بچه های دانشگاه دربارم داشته باشن که این دختر بیچاره به پولش نیاز داره که الان چایی میزاره جلوی ما… و این فکرها ی بیهوده باعث شد حتی این ایده رو با دوستان نزدیکم هم درمیون نزارم و الان که حدود ۱۶ سال از اون دوران می گذره چقدر فکر قضاوتهای دیگران برام خنده دار و مسخره ست