Menu
نویسنده مطلب : جمال الدین محمدی

مطلب مورد بحث:

اشتباهات و مشکلات رایج در مدیریت پروژه های کوچک چیست؟


با توجه به اینکه یک پروژه کوچک معمولا در کنار پروژه های (بزرگ یا کوچک) دیگر انجام می شود اصولا توانایی مدیریت، برنامه ریزی، مشخص کردن چهارچوب ها و Dead line ها برای این پروژه (به واسطه موازی کاری هایی که انجام می شود) مشکل خواهد بود و به واسطه این موارد گاهی اوقات مشاهده می شود که یک پروژه که می توانسته با یک هفته کار مداوم یا دو ماه کار پاره وقت به خوبی تمام شود بعد از گذشت یک سال همچنان ناتمام مانده!

یکی از مشکلاتی که به شخصه در خصوص انجام پروژه های کوچک داشتم این بود که همیشه مدیریت تعداد بسیار زیادی پروژه کوچک به طور همزمان به من سپرده می شد و من هم با بی تجربه گی تمام در تلاش بودم همه آنها را به طور همزمان و بدون تقسیم کار درست بین کارمندان پیش ببرم.

مثال:
در خصوص برون سپاری دو تجربه متفاوت داشتم:

اولی مربوط به زمانی بود که قصد داشتیم دستگاهی برای انجام یه تست بخصوص بسازیم و شرکت به جهت کاهش هزینه ها سعی داشت از نیروهای فنی داخلی استفاده کند اما با توجه به اینکه این افراد در شهر دیگری سکونت داشتند و بعلاوه باید وظایف اصلی و مهم خود را نیز انجام می دادند انجام پروژه بسیار زمان بر و پرهزینه شد.

تجربه دوم مربوط به صادرات یک کالای خاص بود که از بین شرکت های بازرگانی که کار صادرات انجام می دهند تقریبا کسی سابقه صادرات این کالا را نداشت. شرکت ما گزینه برون سپاری را انتخاب کرد. بعد از گذشت مدتی نه چندان کوتاه فرد مذکور بعد از آزمون و خطاهای مکرر به این فرایند مسلط شد اما با توجه به اینکه می دانست تنها فرد مسلط به این امور است شروع به گذاشتن شرط های مختلف و در نهایت صادرات آن کالا برای شرکت های رقیب ما کرد!