Menu
نویسنده مطلب : چراغی

مطلب مورد بحث:

چگونه فهرست شایستگیهای کلیدی را تهیه کنیم - درس 3


با سلام ،
در یک پروژه،مربوط به پالایشگاه،شرکت ماپیمانکار و مسئولیت راه ا ندازی سیستم کنترل آن را بعهده داشت ،شرکت کارفرما بود و گروه بهره برداری که نهایت صاحب پالایشگاه خواهند شد،همزمان در کنار هم در حال راه اندازی و بهره برداری. بخشی از پالایشگاه را راه اندازی کرده بودیم و در حال بهره برداری توسط گروه بهره برداری دولتی بود.در زمستان سال پیش،در اوج سرمایی که از تهران هم نامه ای مبنی برضرورت تعطیل کردن تمام کارهای ریسک پذیر ارسال کرده بود، که ما در جریان نبودیم . کارفرما اصرار برراه اندازی سریع قسمت بعدی پالایشگاه تا قبل از سال جدید را داشت که به بهر برداری تحویل بدهد.بهرحال ما چند تن از همکاران هر کدام در پشت یک کامپیوتر مشغول انجام تست و بررسی وتصحیح قسمت جدید پالایشگاه بودیم.من هم با یک گروه در حال تست بخشی از واحد که راه اندازی نشده بود ،حدود ۱۵ نفر در یک اتاق ۱۲ متری (متر مربع )،مدیر پروژه ی ما هم بود. مسئول یا ریس راه اندازی ابزار دقیق کارفرما هم بود که ارتباط خوبی هم با هم داشتیم.
مدیرپروژه ما برای مساله ای دوبار آمد بالای سر من که درمورد تایم شیت و اصلاح ان صحبت کند،در اوج شلوغی کار،من به ایشان گفتم بعدا پیگیری میکنم الان نمی توان ،ایشان اصرار که چند دقیقه با امور اداری صحبت کن شاید درست شد… در آن شلوغی وانجام چندین کار همزمان، تست لاجیک با سایت ،تصحیح گرافیک،اشکال یابی و تصحیح در همان موقع و تست مجدد با تیمی که در سایت بود و دونفری که در اتاق ارتباطی من بودند با سایت توسط بیسیم،در همین وقت نفر از سایت با تلفن با من تماس گرفت که معادل هم این سیگنال را هم در قسمتی از پالایشگاه که در حال بهره برداری است می خواهیم تست شود.ریس گفته (سرپرست راه اندازی ابزار دقیق کارفرما که در اتاق بود) که این سیگنال باقی مانده از قسمت در حال بهربرداری است . آن را هم با احتیاط کامل و غیرفعال کردن لاجیک قسمت مربوطه ،تست کنید و انصافا سیگنال مهمی هم بود.بهرحال لاجیک مربوطه غیر فعال کردم ولی انقدر شماره های متفاوت پشت بیسیم اعلام می کردند و تست می کردیم که گاه شماره های قبلی توی ذهن می ماند،لذا من لاجیک را غیر فعال کردم و برای تست سیگنال مربوط در قسمت مورد بهر برداری،خطای چشمی و کم تمرکزی بدلیل صحبتی که با مدیر پروژه داشتم ،باعث شد که یک سیکنال اشتباهی را فعال کنم.
چندبار تست کردم حدود دو دقیقه گذشت که پشت بیسیم گفتند سیگنال را نمی گیرند ،که ناگهان سروصدا در قسمت اتاق کنترل بهر برداری بلند شد که پالایشگاه رفت!در اتاق ناگهان باز شد ،سوپروایز بهره برداری با شتاب وارد اتاق شد ،پالایشگاه shutdown خورد.ببینید چه اتفاقی افتاد! دوباره برگشت ، من را صدا زد رفتم و مانیتور را نشان داد یک سیگنال قرمز بود! گفت ببین از کجا فعال شده !من اصلا فکرنمی کردم کار من بود سریع برگشتم چک کردم متوجه شدم اشتباهی سیگنال را فعال کرده بودم ،سیگنال که م یخواستم فعال کنم،در همون سطح خطرناک بود، ولی اشتباها مشابه ان را فعال کرده بودم که لاجیک آن فعال بود! در عرض ۵ دقیقه شاید ۱۵ نفر در داخل اتاق بهره برداری اضافه شدند،ریس پالایشگاه،ریس بهره برداری ریس برق،ابزار دقیق،ریس شیفت..شاید ۱۵ دقیقه نشد ریس کل مجموعه پالایشگاه هاهم خبردار شده بودو آمده بود و همه دنبال دلیل بودند و چندتایی هم بالای سر من و همکاران دیگر که اشکال از کجا بود؟
خلاصه بگویم ،فکرم کار نمی کرد که الان باید کار کنم،خودم را بزنم به اون راه ،یاباید الکی دنبال دلیلی بگردم که می دانم چیست و همه همچنان منتظرند ! چندنفراز دوستان قدیمی هم که از بهربرداری ابزار دقیق بودند اطلاعات می خواستند که شماره سیگنال را لطفا بده که بروند چک کنند ،ریس پالایشگاه می خواهد بداند مشکل چه بوده است. مدیر پروژه در اتاق نیست،ریس راه اندازی کارفرما هم نیست ،سریع رفتم بیرون،هر دو کنار هم بودند و صحبت می کردند و تیم بهره برداری هم با اضطراب و هیجان سعی در کنترل و هدایت آرام پروسه به شرایط توقف ایمن بودند.به ریس راه اندازی کارفرما گفتم که مشکل ،همان سیگنالی بود که در قسمت بهره برداری جامانده بود،مکث کرد و گفت من که گفته بودم لاجیک را چک دقیق چک کنیدو بعد تست کنید. گفتم: لاجیک غیر فعال شده بود،ولی به دلیل شباهت در شماره سیگنال،اشتباهی سیگنال دیگری را فعال کردم.گفتم بهتره بگیم همه ریس ها اینجاهستند ،درد سر میشه ؟ گفت نه بزار خودشون پیداکنن،قسمت بهره برداری اونا مشکل دار شده ،ما داشتیم یه قسمت دیگه کار می کردیم !با نفری که در طرف سایت بود تماس گرفت که سایت را ترک کن ،شما را در آن قسمت نبینند.بعد به من گفت اگر بگیم ما می خواسیتم تست کنیم ،ما که اجازه کار در آن قسمت نداشتیم و همه چیز میشه تقصیر ما!
فقط من بودم واین همه ادم که دنبال مشکل یامقصرن .سریع برگشتم به اتاق شلوغ مان،نرسیده از من می پرسیدن چی شد ،مشکل معلوم شد ،منم می گفتم داریم با همکارا میگردیم ،بچه های شما هم رفتن طرف سایت را چک کنن. یکم باخودم فکر کردم دیدم نمیشه! ریس ابزار دقیق بهره برداری را صدا کردم ، در یک گوشه گفتم واقعیتش به دلیل شلوغی که خودتون می دونید خیلی کار و فشار روی سر ما زیاده،من اشتباهی سیگنال دیگری را به دلیل شباهت اسمی آنها، فعال کردم .حالا باخودتون، می خواهید واقعیت رابه گروه بهره برداری هم بگویید یا بگویید از طرف سایت مشکل بوجود آمده …من مشکلی ندارم ،خب مطمئنان ایشون هم گفت بهتره که واقعیت را بگیم اما طوری میگم که جبهه نگیرن و یک خطای انسانی پیش اومده .بعد ایشان رفت و گفتند که سریع پروسه را مجددا راه اندازی کنند.
بهرحال ۵۰ درصد مقصر بودم، نمی خواستم کارفرما خراب بشه ،نمی خواستم این همه آدم با پست و مقام دور خودشون بچرخن و منتظر خبر باشن، نمی خواستم آخرش بعد از چند ساعت که علت مشخص شد ،کار به جلسه بکشه ،شایدمیشدآن وقت دلیل آورد که سیگنالها شبیه هم بودند یالاجیک ها به هم مربوط بوده و مشکل داشته ولی ترجیح دادم واقعیت مطرح بشه …شاید می تونم بگم که شجاعت و صداقت و پذیرفتن اشتباه در کار ، دلیل اون اعتراف به اشتباه بود.