Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا شعیبی

مطلب مورد بحث:

تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)


در جمعی دوستان اتفاقاتی افتاد که منجر به کدورت و دلخوری میان اعضاء شد. یکی از دوستان با تکرار اینکه با توجه به آخرین اتفاق فلان فرد باید پا جلو گذاشته و مسئله را خاتمه دهد، توجهی به رونر رابطه نمی کرد و هر چه بقیه تلاش می کردند متقاعد شود قبول نمی کرد.

مدتی بعد که بنا به اتفاق کدورتی بین خودش و فردی که از او دفاع می کرد حادث شد، مکرراً درخواست داشت روند این رابطه بررسی شود و نه اتفاق آخر.

در مورد کوری تصمیم گیری می توانم به خاطره ای دور از زمان دانشجویی ام اشاره کنم. موقعیت کاری پارت تایم با شرایط جذابی برایم فراهم شد و من با اینکه تجربه و فعالیت جزو ارزش هایم بود به بهانه اینکه درسم دچار مشکل نشود از قبول آن منصرف شدم.