Menu
نویسنده مطلب : مرتضی نجفی

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی (۴): فرسایش تدریجی اهداف و استانداردها


بهترین مثال برای این آرکتایپ را از زبان دکتر مشایخی شنیده ام. ایشان به زیبایی اینگونه توضیح می دهند:
هر وقت دانشجویی می خواهد رساله ای (پایان نامه) تعریف کند، در ابتدا می خواهد مساله دنیا را حل کند. فکر می کند خیلی بااستعداد است و باید مساله بزرگی را حل کند. پس از مدتی با گذشت زمان متوجه می شود که صورت مساله مشخص نیست، فقط می خواهد مساله دنیا را حل کند و حتی نمی تواند مساله را دقیق تعریف کند. چند صفحه ای می نویسد و اساتیدش، نوشته هایش را رد می کنند. تصمیم می گیرد مثلا مساله کشور را حل کند. پس از مدتی این را هم نمی تواند حل کند. رساله اش را به حل مساله یک سازمان تنزل می دهد. در نهایت می خواهد مساله خودش را حل کندو مساله خودش هم فارغ التحصیلی است. یعنی سمبل کردن رساله.
ایشان در ادامه راه حل را اراده داشتن فرد می دانند. اینکه فرد در برابر فشار برای تعدیل و فرسایش هدف مقاومت کند. انسانهای بااراده حتی در صورت شکست هم تسلیم نمی شوند. دست هم آرمان و هدف خود  برنمی دارند. آنقدر تلاش می کنند تا وضع را بهتر کنند. حتی پس از بهبود وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب آرام نمی گیرند. بلکه هدف را ارتقا می دهند. و بدین گونه پیوسته در حال رشد و توسعه هستند.
برای دیدن سایر مثالها می توانید درس ۱۹ کلاس تحلیل سیستم ایشان را ببینید.

 

نکته ای که به ذهنم می رسد، ارتباط این آرکتایپ با تعارض شناختی است. در ابتدا هدفی برای خود تعیین می کنیم. پس از مدتی به دلیل بیش از حد آرمانی بودن هدف یا کم تلاشی، از وضع مطلوب فاصله می گیریم که باعث به وجود آمدن تعارض شناختی می شود. از آنجا که تغییر رفتار و اقدام (در اینجا تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب) سخت است، ترجیح می دهیم نگرش خود (در اینجا وضع مطلوب) را تغییر دهیم. در نتیجه اهداف خود را تنزل می دهیم تا آسوده بخوابیم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟