Menu
نویسنده مطلب : محی الدین نریمانی

مطلب مورد بحث:

مدل مفید، نه مدل درست؛ مسئله‌ی مدل سازی این است


سیاسی:  “مدل قائل بودن به تضارب آراء”-  به این معنا که باید فضایی ایجاد شود تا همه فکرها اجازه ظهور داشته باشند تا بتوانند باعث ایجاد رشد در جامعه سیاسی کشور شوند. ولی جالب اینه که در همین مورد وقتی پای ارزش های مورد قبول یک حکومت وارد میشه مدل ذهنی دیگه ای به میدان میاد و اونم اینه که ما یک اصول اساسی داریم که باید در هر صورت اونها رو حفظ کنیم و در این حالت تعداد زیادی از آراء به صورت کاملا جبری حذف میشند و در نتیجه در اذهان جامعه اصلا شنیده نمیشند تا بخواند باعث ایجاد رشد و بلوغ شوند. و این مدل ذهنی دوم  رو میشه “مدل حفظ بی قید و شرط ارزش ها و اصول در بیان و گرفتن افکار و عقاید جدید” نامید.

اجتماعی: ذهنیت مثبت قشری از مردم نسبت به کسانی که ظاهر را خیلی خوب حفظ می کنند (منظور نوع پوشش، خودرو و یا منزل) و تمایل عمومی برای ارتباط برقرار کردن با چنین افرادی.  به عنوان مثال اگر کسی با یک ماشین گران قیمت وارد محلی شود از نظر اجتماعی خیلی بیشتر مورد توجه است حتی اگر یک ورشکسته مالی باشد :)

ویا برعکس، ذهنیت منفی قشر دیگری از مردم نسبت به چنین افرادی. اینکه فکر می کنند اگر کسی خیلی پولدار است حق او یا دیگران را خورده است.

اقتصادی: ذهنیت منفی ایجاد شده نسبت به واسطه گری یا دلالی به عنوان یک سم مهلک برای اقتصاد کشور. در صورتیکه خانواده های زیادی در جامعه ایران هستند که برپایه همین واسطه گری زندگیشان را حفظ کرده اند.

فرهنگی: تفکر غالب مذهبی مردم نسبت به امر حجاب، اینکه چادر به عنوان حجاب کامل در نظر گرفته می شود و بیان آن به عنوان فرهنگ حجاب. یا برداشت های مختلف نسبت به نوع ارتباط دختر و پسر در جامعه فعلی، که ناشی از مدل ذهنی است که افراد از گذشته در ذهنشان نقش بسته است.

علمی: بیان هر قاعده علمی نه صرفا به عنوان یک امر مطلق و حتمی بلکه با اشاره دقیق به مفروضاتی که برای رسیدن به آن، درنظر گرفته شده است. در حالی که در خیلی از موارد آموزشی که ما می خواهیم از یک نکته علمی استفاده کنیم شاید بیان جزئی مفروضاتی که منجر به آن نتیجه علمی شده اند مخاطب را از اصل مطلب دور کند.