Menu
نویسنده مطلب : لیلا معزی

مطلب مورد بحث:

خودافشایی مدیریت شده به عنوان یک مهارت ارتباطی ارزشمند (قسمت اول)


فکر می کنم خود افشایی من بصورت کلی در حد متوسط است ولی بسته به شرایط، موقعیت و افراد مختلف، متفاوت است. مثلا در محیط دوستانه خود افشایی بیشتر و در محیط کاری خودافشایی کمتری دارم. در مورد موضوعات عاطفی در خانواده خودافشایی متوسط است و در مورد موضوعات سیاسی خود افشایی در زمینه گرایشات معمول و معقول متوسط و البته در بین اعضای خانواده بیشتر از همکاران است. در مورد اینکه چیزی بگویم یا نگویم گاها فکر می کنم ولی با توجه به تجارب کسب شده در مواردی که تجربه بیشتری وجود دارد راحت تر عمل می کنم. معمولا در مورد خودافشایی در فضای مجازی تامل بیشتری می نمایم. به یاد ندارم که از خودافشایی بعنوان ابزار خاصی استفاده کرده باشم مگر ابزار بهبود ارتباط و مثلا بازکردن سرصحبت با دیگران.از نظر من خودافشایی باید مدیریت شده باشد دراین صورت می تواند ارتباط و اعتماد بین افراد را افزایش دهد ولی زیاده روی در خودافشایی میتواند منجر به خوردن برچسب سادگی  شود. ضمن اینکه گاها افرادی هستند که از این موضوع سوء استفاده کرده و با کمک یک خودافشایی ساده ، طرف مقابل را به سمت یک خودافشایی پیچیده می کشانند و تخلیه اطلاعاتی می کنند. این افراد زیرک هستند. و البته گاها افرادی که خودافشایی کمتری دارند و شخصیت خود را رو نمی کنند برای بعضی افراد جذابیت بیشتری دارند. در عین حال معتقدم که خودافشایی منطقی بین طرفین منجر به افزایش اعتماد و بهبود ارتباط خواهد شد.