Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان (یک عاشقِ کتاب)

مطلب مورد بحث:

فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری


 
دوستان متممی سلام
 
فکر می کنم بحث فوبیای تصمیم گیری جز آن دسته از مسائلی است که بسیاری از ما با آن درگیر هستیم ولی آن را نپذیرفته ایم !  اساسا پذیرش ” ترس ”  برای ما انسانها خود یک فوبیاست !
 
با بحث کمال طلبی در فوبیای تصمیم گیری کاملا موافقم و شخصا آن را تجربه کرده ام . تصمیمی که بدلیل کمال طلبی ام هرگز گرفته نشد و سرانجام آن فرصت برای داشتن یک تجارت شخصی از دست رفت.
 
شخصا معتقدم مغز تا حدی و تا مدت زمانی می تواند ما را در تصمیم گیری راجع به یک موضوع یاری کند. در واقع یک نقطه عطف یا اصطلاحا یک پیک ( اوج ) برای توان ذهنی مغز در تصمیم گیری وجود دارد و با عبور از آن نقطه ، توان مغز برای تحلیل مساله با شیب نسبتا زیادی کاهش می یابد.
 
زمانی که ما شروع به فکر کردن و جمع آوری اطلاعات در مورد موضوعی می کنیم ، آنها ارزیابی کرده و جمع بندی می کنیم ؛ توجه به بازه زمانی مناسب مغزمان بسیار مهم است. فکر کردن و به کارگرفتن طولانی مدت سیستم دو ، ذهن را خسته می کند و یک ذهن خسته با توانی کمتر از توان واقعی اش می تواند اطلاعات را ارزیابی کرده و گزینه بهتر را تشخیص دهد.
 
بنظرم یکی از اصولی ترین کارها در گرفتن یک تصمیم این است که به محض اینکه برآیند اطلاعات ، پاسخ مساله را برای ما روشن کرد ، درنگ نکنیم و با انتخاب یک مسیر و تصمیم گیری اجازه دهیم مساله از سیستم دو خارج شده و به سیستم یک وارد شود. با این کار فشاری که مغزمان متحمل می شود را کم می کنیم و هم اینکه با ورود مساله به سیستم یک اجازه داده ایم ضمیر ناخوادآگاه مان نیز مساله را در زمان هایی که ما در حال استراحت هستیم بررسی کند.  
 
مطمئن هستم این موضوع را شنیده اید و یا خودتان با آن مواجه شده اید که بعضی از مسائل زمانی که دیگر به آنها فکر نمی کنیم و به نوعی آنها را مختومه می دانیم بعدها در خواب یا در اصطلاحا در رویا حل می شوند.
 
در تجربه شخصی خودم ؛ یکی مسائل اقتصاد کلان را چند هفته بعد روی تخت ماساژ در ذهنم حل کردم !  
 
در نهایت بقول مشاورم که خواهرم نیز هست : هرگز در برزخ نمان ! یا بهشت یا جهنم اما در برزخ نمان و تصمیم بگیر.