Menu
نویسنده مطلب : محمدصالح سوری

مطلب مورد بحث:

دایره لغات و دامنه واژگان فعال (در گفتگو و در نگارش)


من به طور اتفاقی با ترجمه ی آقای صالح حسینی در کتاب مرگ ایوان ایلیچ تالستوی آشنا شدم که حقیقتا تجربه ی لذت بخشی برایم بود و فکر می کنم  علتش اینه که ایشان واژگان قدیمی و زیبایی را در ترجمه هاشون استفاده می کنند. چند نمونه از این واژگان:
دندانگیر : من وقتی می خواستم توجه اطرافیانمو با تاکید بر اهمیت و قابل توجه بودن چیزی جلب کنم از واژگانی مثل “قابل توجه” در موقعیت های رسمی و” خفن بودن” در موقعیت های محاوره ای تر استفاده می کردم(قابل توجه به نظرم حس رو منتقل نمیکرد و خفن هم اصلا در خیلی از موقعیت ها قابل استفاده نبود). حالا با اضافه کردن واژه ی دندان گیر میتوانم بعضی وقتها از آن در موقعیت های رسمی{وشاید با تاکید بر بعد مالی آن }استفاده کنم.
گمانم : گمان رو از من نظر آوایی واژه ی زیبایی می دونم اما خودم هم کمتر در امروزی ها کسی رو دیدم که این واژه در گروه واژگان فعالش قرار بگیره. به جای” من فکر می کنم “یا “حدس میزنم “می شه ازش استفاده کرد، و گمانم هم در حالت رسمی هم غیر رسمی قابل استفاده است.
دلباخته :به گمانم در دنیایی که شنیدن “عاشق” هزاران فالوئر بودن و عاشق  فلان رنگ بودن یا … برایمان تا حد زیادی عادی شده ، استفاده از واژه ای  مثل دلباخته می تواند آن معنی قدیمی تر و ناب تر را راحت تر منتقل کند.
کارگر افتادن یا کارگر بودن: ترکیبی قدیمی که نمیدونم چرا اینقدر دوستش دارم . به جای “جواب دادن ” و “مفید بودن” تنوع خوبی به متن میده .
یکی نیزه سالار توران سپاه
بزدبر بر رستم کینه خواه
سنان اندر آمد بچرم کمر
به ببر بیان بر نبد کارگر