Menu
نویسنده مطلب : دانیال شمسیان

مطلب مورد بحث:

چگونه می‌توان به یکی از بهترین خودروسازان جهان تبدیل شد؟ (اتلی هارداسن)


درک نکته‌ی این درس سهل ممتنع است. چه اینکه اگر همین یک نکته در تصمیم‌سازی‌های سیاستگذاران کشور مورد توجه بود، شاید بسیاری از اشتباهات رخ نمی‌داد. مثلا در سیاست‌های کلان حمایت از تولید، توجه بیش از حد به تأمین منابع مالی طرح‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین مولفه‌های سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی محض به توانمندی‌های مجریان همان طرح‌ها در بهره‌گیری از دانش و مجموعه‌ای از عواملی از همین دست، منجر به این می‌شود که بخش عمده‌ای از آن حمایت‌های مالی هدر برود و به نتیجه نرسد. اگر برای شما هم مثل بنده این سوال وجود دارد که چرا با گذشت بیش از ۶۰ سال از خیز ایران برای صنعتی شدن، در خیلی از موارد وابسته مانده‌ایم و سیاست‌های مرتبط با این حوزه تا این حد ناکارآمد و بعضا متناقض هستند، دیدن کلیپ همین درس و یادآوری نحوه‌ی سیاستگذاری مسئولان و کار کردن سرمایه‌گذاران شما را به نتیجه می‌رساند. بله! سرمنشأش نبود تفکر سیستمی، یعنی عدم وجود قوه‌ی عاقله است.
بیایید مسأله‌ی سختی معیشت کارگران را در نظر بگیریم. طبیعتا این دغدغه‌ی مهمی است. برای حل این مسأله چه می‌کنند؟ سیاست اتخاذ شده افزایش حقوق کارگران است. اما در شرایطی که کارفرمایان در پرداخت همان حقوق حداقلی قبلی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو بوده‌اند، آیا تحمیل هزینه‌ی بیشتر به از دست رفتن فرصت‌های شغلی همان کارگران نمی‌انجامد؟