Menu
نویسنده مطلب : لیلا زمان

مطلب مورد بحث:

تشخیص مسئله و تعریف مسئله | مسئله یابی گام اول حل مسئله است


انتخاب رشته ی لیسانسم از اشتباهات من بود..من رشته دیگری دوست داشتم که براش تلاش زیادی کردم و درست در سالی که فکر می کردم رشته ی مورد نظرم رو قبول می شم،در کنارش رشته لیسانسم رو بدون هیچ تحقیق و شناختی از علایقم  فقط صرف یک احتمال، جزو رشته های انتخابی زدم و در کمال ناباوری همون رو قبول شدم.در صورتی که با رشته مورد نظرم فقط به اندازه دو نفر برای قبولی فاصله داشتم. همین باعث شد که در رشته ای درس بخونم که دوست نداشتم.گرچه دانشگاه و روزهای لیسانسم واقعا دوست داشتنی بودن اما رشته ،رشته ی مورد علاقه نبود.همین باعث شد که رشته ی ارشد رو کاملا متفاوت انتخاب کنم .بازم چند سالی که از گرفتن رشته ارشد گذشت و با اینکه این بار دیگه مورد علاقه بود و من بهش رسیده بودم، الان در موقعیتی هستم که باز می بینم علاقه ای برای کار کردن در این حوزه ندارم و به رشته دیگری پناه بردم.حالا رشته ای مورد علاقه ی فعلی من هست که فکر می کنم از ابتدا هم باید در کنار اون رشته ی اولی مورد علاقه که قبول نشدم،دوره لیسانس،همین رشته ی فعلی (روانشناسی) که قصد تحصیل در اون را دارم انتخاب می کردم.

خب در واقع من با انتخاب نادرست رشته ، مسئله ام رو درست متوجه نشده بودم.مسئله ی من فقط قبولی در دانشگاه نبود،بلکه قبولی در رشته ی مورد علاقه بود.از طرفی در ادامه برای اینکه دوست نداشتم رشته ی لیسانسم،رو باز به جای مسئله یابی و انتخاب رشته ای نزدیکتر به علایقم(روانشناسی)رشته ای رو برای ارشد انتخاب کردم که فقط با توجه به افق زمانی اون موقع برام جذابیت داشت.گرچه الانم از اینکه اون رو مطالعه کردم اصلا ناراضی نیستم و دوستش دارم.ولی من رو به رضایت کامل نرسوند.در هر صورت الان متوجه شدم که من درست مسئله رو نشناخته بودم و برای همین امروز هنوز بلاتکلیفم.