Menu
نویسنده مطلب : آزاده ناصرهلالی

مطلب مورد بحث:

روانشناسی پول و وسواس پولی


سلام
من بعد از خوندن این درس،برای پاسخ به تمرین،چند روز داشتم به آدمی با وسواس پولی پایین فکر میکردم.  ولی به نتیجه ای که بخوام در جواب تمرین اینجا با سایر دوستان متممی به اشتراک بذارم نرسیدم.
 زمانی هم که پاسخهای دوستان رو خوندم،به نظرم رسید که بیشتر کامنتها،درباره ولخرجی ومدیریت ناصحیح پول هستند. درصورتی که اگه درس رو درست متوجه شده باشم، نقطه مقابل وسواس پولی بالا، الزاماً یک شخص ولخرج نیست، بلکه کسیه که دنیا، آدمها، روابط، اشیا وحتی سرگرمیها و لذتها رو با معیارهای پولی نمی سنجه.
کسی که غذا خوردن توی یک رستوران ارزون، همونقدر براش لذتبخشِ که غذا خوردن توی یک رستوران گرون هست،کسی که می‌تونه از یک سفر ارزون قیمت هم لذت زیادی ببره،کسی که لزوماً برای خرید هدیه،به دنبال یک کالای گرون‌ نمیره و فکر نمیکنه که ارزشِ هدیه اش به قیمتشه،و……
درضمن، ممکنه شخصی که وسواس پولی پایینی داره، شخص فقیری نباشه.ممکنه از ثروت زیاد یاغنای مالی به این درجه از بی تفاوتی نسبت به پول رسیده باشه. یعنی به جایی رسیده که کیفیت زندگی براش مهمتر ازکمیت و اعداد باشه.
یا یک درویش که عقاید و تفکرات عارفانه داشته باشه و مادیات دنیا براش بی اهمیت باشه.
یک احتمالِ دیگه هم هست که ممکنه شخصی باشه که از روی ناتوانی ذهنی، نمیتونه اعداد و پول رو درک کنه و اصلاً نمیدونه باید با پول چه کاری انجام بده.
احتمالاً موارد دیگه ای هم هست که در حال حاضر به ذهن من نمیرسه.
توی اطرافیانِ محدودی که من میشناسم، دوسه نفری که توی‌ این طیف، وسواس پولی کمتری دارند،با اینکه معیار سنجششون پول نیست، ولی زندگیشون از دیدِ من_نه از دید جامعه_ کیفیت خوبی داره. و اونها این سبک از زندگی رو کاملاً آگاهانه انتخاب کردند. تازه انگار یک نوعی از خودسازی در اونها دیده میشه، یعنی برای رسیدن به این مرحله که همه چیز رو با پول نسنجند،خیلی تلاش کردند.
خیلی فکر کردم که‌ چه توصیه ای میتونه مناسب حالِ اونها باشه که بتونم جوابی هم برای تمرینم داشته باشم، ولی تا امروز به جوابی نرسیدم وحتی بنظرم باید توی بعضی موارد، من از اونها یاد بگیرم.