Menu
نویسنده مطلب : محسن حیدری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


یکی از جدی ترین کمبودهایی که در سیستم آموزشی مدارس ما وجود دارد این است که به دانش آموزان حاصل تفکرات اندیشمندان جهان را آموزش میدهیم ولی شیوه تفکر آنها را آموزش نمیدهیم. بنابراین یکی از اولین اقداماتی که باید انجام شود گنجاندن درسی با موضوع “تفکر و تصمیم گیری” در برنامه درسی آموزان است. در این درس باید به نکات زیر توجه کرد:

– به دانش آموزان آموخت به مسائلی که در اطرافشان رخ می دهد به صورت سطحی و ساده نگاه نکنند و به علت پنهان در پس هر پدیده یا رویداد فکر کنند. در این زمینه می توان به نمونه هایی از این موضوع که در علوم طبیعی منجر به کشف های بزرگی شده است، اشاره کرد و یا حتی در درس علوم تجربی بخشی اختصاص یابد که در آن داستان مربوط به کشف هایی که بواسطه ساده نگذشتن کاشف آن از یک رویداد معمولی و فکر کردن به جوانب مختلف موضوع بوده است، ذکر شود.

– به دانش آموزان یاد داد که همواره به افق زمانی توجه کنند و فقط امروز خود را نبینند بلکه کارهایی را انجام بدهند که در آینده آثار سوئی به همراه نداشته باشد (به سراغ راهکارهای نشانه محور نروند). به علاوه، دانش آموزان باید تحمل و پذیرش تاخیر زمانی را یاد بگیرند و بفهمند که در زندگی گاهی باید کارهایی انجام داد که در لحظه نتیجه مطلوبی را به همراه ندارند و چه بسا سختی به همراه داشته باشند اما اگر بتوانند این سختی اولیه و تاخیر زمانی را تحمل کنند در آینده به نتایج بسیار مطلوب تری می رسند. ( آزمایش مارشمالو یک آزمایش بسیار معروف در این زمینه است که انجام آن در کلاس می تواند مفید باشد)

– فرهنگ و ادبیات فارسی سرشار از داستان هایی است که درون مایه اصلی آن ها حکمت است. از طرفی می دانیم که تفکر سیستمی نیز چیزی از جنس حکمت است. انواع این داستان های حکمت آموز می تواند برای دانش آموزان ذکر شود و حتی برای یادگیری بهتر، می توان از آنها بخواهیم که در گروه های نمایش مختلف به اجرای داستان ها بپردازند.

– از طریق داستان نویسی می توان شخصیتی را خلق کرد که برای دانش آموزان تبدیل به آرکتایپ تفکر سیستمی شود. این شخصیت باید در موقعیت های مختلفی که ممکن است در آینده، دانش آموزان در آن موقعیت ها قرار بگیرند، قرار بگیرد و از طریق آن سیستمی فکر کردن در آن موقعیت ها را به دانش اموزان یاد بدهیم چرا که خیلی از زفتارهای کودکان بر اساس تقلید از الگوهاست.

 

همچنین باید توجه کرد که برای آموزش این مطالب به کودکان نیازمند دبیرانی هستیم که خود تفکر سیستمی را به خوبی و تحت نظر اساتید این حوزه آموخته باشند و سپس از آن ها برای آموزش تفکر سیستمی به کودکان می توان استفاده کرد.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که در آموزش تفکر سیستمی به کودکان باید از روش تدریس فعال استفاده کرد. روش تدریس سنتی و صحبت کردن صرف، برای آموزش تفکر سیستمی کارآمد نیست. کلاس ها باید به شکل کارگاه و همراه با تعامل دانش آموزان باشند.