Menu
نویسنده مطلب : احسان حسینی

مطلب مورد بحث:

درباره اعتراف به اشتباه


اگر آثار داستانی نویسندگان غربی و نویسندگان ایرانی را مقایسه کنیم، می‌بینیم غربی ها خیلی راحت ریزه تجربیات زندگی خود(مانند روابط جنسی و اعتیاد و رذیلت های اخلاقی و اشتباهاتی که ممکن است تجربه کرده باشند) را روی کاغذ می‌آورند. اما در آثار ایرانی چنین چیزی را خیلی کم می‌بینیم (مثل کتاب “سنگی بر گوری” جلال آل احمد). و تازه در بعضی آثار، نویسنده آنقدر محافظه کارانه نوشته، تا گمان نکنیم شرح حال خودش هست.

دلیلش هم اینجاست که در فرهنگ مسیحیت غرب، آیینی به نام “اعتراف” داریم که شخص نزد پدر روحانی، به اشتباهاتش اعتراف میکند تا پدر برای او از خداوند طلب آمرزش کند و خود فرد هم با این کار، باری از دوشش برداشته می‌شود.

اما در فرهنگ اسلامی ما، اقرار به گناه، خودش گناه بزرگی ست. چرا که چنین عملی باعث می‌شود قبح گناه بریزد و کم کم تابویی بر آن وجود نداشته باشد.

اگر چه این رویکرد ما وقتی به افراط کشیده شود، باعث افزایش ریاکاری و تظاهر می‌شود، اما اکثر اوقات تجربه به من نشان داده که اقرار به اشتباه نزد دیگران، باعث عادی شدن و تکرار آن توسط دیگران می‌شود.

از نظر من، چیزی که سنکا میخواسته بگوید، همان پذیرش اشتباه(یا در واقع اعتراف نزد خود) است که شناخت انسان نسبت به خودش را شفاف تر می‌کند و او را در جهت اصلاح ویژگی های منفی و بازدارنده هدایت می‌کند.