Menu
نویسنده مطلب : بهروز مطیع

مطلب مورد بحث:

راهکارها را با توجه به محدوده اثر و افق زمانی آنها تحلیل کنید


بررسی بالا بردن نرخ دستمزدها در جامعه و تاثیر آن بر تورم :

بیایید هرچند محال ولی تصور کنیم : بجای اینکه افزایش ۱۲ % ای در حقوق کارمندان و کارگران صورت بگیرد این افزایش ۷۰ % باشد !

در بازه زمانی کوتاه مدت – مثلا ۶ ماه : قدرت خرید حقوق بگیران افزایش چشم گیری خواهد داشت و همه شاد و شنگول ، مشغول حمد و ثنای باعث و بانی این افزایش فرخنده هستند :)

در بازه زمانی میان مدت – ۱ الی ۲ سال : نقدینگی که به این صورت در جامعه توزیع شده و هر ماه هم تکرار می شود حداقل از دو طریق باعث شتاب گرفتن افزایش قیمت ها و در نتیجه ایجاد تورم می شود .

اولین طریق : افزایش تقاضا برای انواع کالاها و خدمات ( حمل و نقل ، کالاهای مصرفی ، تور و مسافرت و غیره) وقتی هم تقاضا بالابرود  ، با یه فاصله زمانی ، در حوزه هایی که عرضه ثابت مانده است قیمت افزایش پیدا می کند .

طریق دوم : بدلیل افزایش دستمزدها قیمت تمام شده کالا و خدمات برای تولید کننده افزایش پیدا خواهد کرد و خوب اونها هم که نمی خوان ضرر بدن ! پس قیمت را با یه تاخیر کوتاه ( بخاطر مذاکره با دولت ) حتما بالا می برند .

[ اتفاقا شاید بهانه خوبی هم بشود که قیمت را یه مقداری از تاثیر نرخ دستمزدها روی کالاها و خدماتشون بیشتر بالا ببرند]

پس تورم افزایش پیدا می کند

 

در بازه زمانی بلند مدت اگر نگاه کنیم : می بینیم که اقلا به ۲ تا اتفاق میشه نگاه کرد ، اول اینکه چون سطح قیمت ها بالا رفته  ، و ارزش افزوده ای هم توسط ما به سایر نقاط دنیا صادر نشده درنتیجه  ارزش پول ملی افت می کند . و اینجوری میشه که سبزی فروش محل هم برای حفظ ارزش پول اش ، دنبال خرید و فروش دلار میره که شاید بتونه هفته بعد هم با همین پولی که داره (درحال حاضر دلار) هر روز صبح ۲۰۰ کیلو سبزی اش را تهیه کنه و مغازه اش خالی نمونه

دوم اینکه با کاهش ارزش پول ملی : صادرات به صرفه میشود و صادرکننده ها رغبت بیشتری به صادرات خواهند داشت . و چون ظرفیت تولید در این مدت احتمالا افزایش خاصی نداشته است باعث میشود قیمت محصولات مصرفی بازهم بیشتر بشود . چون بخش صادرات دنبال خریدهای عمده و صادر کردن انواع محصولات می افتد ( مثل اتفاقی که بعد از دعوای روسیه با سوریه برای گوجه فرنگی افتاد)

 

راه حل : افزایش دستمزدها می تونه اتفاق بیافته و از ۱۲ % به ۷۰% هم برسه ولی با ارائه سرویس های خدماتی که نیاز به رد و بدل شدن پول نباشه  – البته برای اون قسمت بهای تمام شده تولید کننده نمی دونم چه باید کرد :(

ولی به عنوان مثال در مورد خدمات عمومی و بیمه ای و مخصوصا سلامت ، شاید دیگه اینجوری شاهد بازکردن بخیه های مردم نباشیم ( که به نظر من یه “رویداد” تهوع آوری بود که مثل بمب ترکید و مثل همیشه هیچ کس حتی نیم نگاهی هم به “روندی” که منجر به این رویداد شده بود نیانداخت )