Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی


سلام

مثالی که بعد از خواندن این درس به ذهنم رسید، موردی بود که در خروجی ایستگاه‌های مترو توجهم را به خود جلب کرده و هنوز هم هر از گاهی، آن را چک می‌کنم.
شاید شما هم دقت کرده باشید، اگر برای کارت خروج از مترو چهار دستگاه کارتخوان وجود داشته باشد، معمولا ازدحام عجیبی پشت دستگاه اول وجود دارد. این در حالی است که دستگاه‌های دیگری هم کمی جلوتر وجود دارند.

کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی

دستگاه دوم هم تا حدی شلوغ می‌شود، اما نه به اندازه دستگاه اول (شاید یک-سوم دستگاه اول). این گروه را هم شاید بتوان افرادی دانست که با دیدن شلوغی پشت دستگاه اول، دستگاه دوم را دیده و انتخاب می‌کنند.
اگر بخواهم به زبان دن اریلی بگویم، به نظر می‌رسد سطح پیچیدگی تفکر در عموم مسافران مترو در حد پایینی است.

افرادی که یک لایه پیچیده‌تر فکر می‌کنند، با خود استدلال می‌کنند که دستگاه‌های اول احتمالا بیشترین تقاضا را خواهند داشت و در نتیجه، آخرین دستگاه را انتخاب می‌کنند تا سریع‌تر کارت خروج خود را بزنند و از ایستگاه خارج شوند.

اما احتمالا بتوان تفکر لایه پیچیده‌تر بعدی را برای افرادی دانست که با تصور نحوه فکر کردن دو گروه قبلی، دستگاه یکی مانده به آخر را انتخاب می‌کنند. هر بار که دقت کردم، این دستگاه خلوت‌ترین دستگاه بوده.

***

به عنوان مثال دیگر می‌توان به تلاش برای برآورد پیچیدگی ذهن سارقان منازل اشاره کرد.

در گذشته مرسوم بود شبهایی که منزل خالی بود چند لامپ روشن می‌گذاشتند تا اگر خدای نکرده فردی قصد سرقت منزل داشت، به تصور اینکه افرادی در خانه هستند، خانه آنها انتخاب نشود (سطح اول پیچیدگی در فکر کردن).

اما احتمالا دزدها هم کم‌ کم حرفه‌ای‌تر شدند و خانه‌ای را که لامپ‌های آن برای ساعت‌های متوالی، ثابت و روشن بود، راحت‌تر به عنوان خانه‌ی خالی شناسایی می‌کردند.
حالا بسیاری را دیده‌ام که چراغ‌های منزل خود را خاموش می‌کنند تا اگر فرضا دزد مربوطه فهمید کسی در منزل نیست، مطمئن نباشد که آیا فرد به خانه برمی‌گردد یا نه (چون اگر می‌دانست برنمی‌گردد که احتمالا لامپ‌ها را روشن می‌گذاشت!) و شاید احتمال سرقت کم‌تر شود (سطح بالاتر پیچیدگی در تفکر).